سفر در زمان
در بسیاری از کتاب ها و رمان ها شخصیت ها با وسایلی در گذشته
سفر می کردند و به آینده می رفتند تا اهداف خود را عملی کنند.
در دیگر رمان ها شخصیت ها توانایی نگه داشتن زمان را با
کمک یک ساعت جیبی داشته اند به گونه که زمان برای همه
به جز آن ها جاری بوده است مثلا ساعت برنارد که یک ساعت
کوچک داشت که به آن می توانست زمان را متوقف کند.
خب بهتر است اول بدانیم ساعت زمان به چه دردی
می خورد؟ نظرات زیاد است یکی می گوید اختراعات
آینده را به نام خودم ثبت می کنم و یکی می گوید به
دوران کوروش کبیر رفته و یک کوزه طلا به زمان حال
می آورم و می فروشم و ثروتمند می شوم.
تا دلتان بخواهد کار ها می توان کرد و شاید هزار
یا میلیون ها کتاب نوشت ولی آیا سفر در زمان ممکن
است؟ ما در این مطلب می خواهیم جواب آن را به شما
بدهیم پس آن را تا آخر بخوانید.
حال برای سفر در زمان باید بدانیم زمان چیست؟
زمان چیست:
زمان به باور عامیانه یعنی کمیتی که آن را اندازه
می گیریم تا به سؤالاتی نظیر چه وقت و چه مدت
پاسخ دهیم.
برای اندازه گیری زمان از وسایلی مانند ساعت
استفاده می کنیم که مسلما همه ما حداقل یکی از
این ساعت ها در خانه داریم که روزمان بدون نگاه
کردن به ساعت روز نمی شود.
اما به باور فیزیک دانان و جراحان مغز و اعصاب
زمان یک امر قرار دادی است و اصلا وجود ندارد
به باور دکتر ها ،مغز زمان را می سازد و به باور فیزیک
دانان زمان وجود ندارد.
اما اگر وجود ندارد پس عامل وجود گذشته و آینده
چیست؟ اما اگر زمان را تنها حال در نظر بگیریم هیچ
علمی آن را رد نمی کند چون دیگر سرنوشت وجود نخواهد داشت.
بحث زمان آنقدر پیچیده است که علم فیزیک ترجیح می دهد
اصلا سراغ زمان نرود پس نمی توان زیاد به این یافته ها اعتماد کرد.
پارادوکس ها:

پارادوکس ها اصلی ترین سد در برابر سفر در زمان هستند.
که به دو دسته تقسیم می شوند:
پارادوکس قتل مامان بزرگ:
یکم نامفهوم است ولی سعی کنید بفهمید. اگر با ماشین
زمان به گذشته باز گردید و روی مادر بزرگ خود فرود آیید و او
را به قتل برسانید پس نباید وجود داشته باشید و اگر وجود
نداشته باشید پس روی مادر بزرگ خود فرود نمی آیید اگر
روی مادر بزرگتان فرود نیایید وجود دارید و روی مادر بزرگتان
فرود می آیید و او را به قتل می رساید و اگر او را به قتل برسانید
نباید وجود داشته باشید و اگر وجود نداشته باشید...
خیلی سخت بود؟ اشکالی ندارد سعی کنید بفهمید چون شیرینی
پارادوکس ها به همین نامفهومیشان است.
پارادوکس کیف پر از طلا:
در این پارادوکس اگر شما کیف پر از طلایتان را در فروشگاه
جا بگذارید و به گذشته باز گردید و به خودتان بگویید که کیف را
جا نگذارید پس نمی گذارید و اگر نگذارید به گذشته باز نمی گردید
و اگر به گذشته باز نگردید به خودتان چیزی نمی گویید و کیف را جا
می گذارید و به گذشته باز می گردید... چیزی نگویم بهتر است.
خب اگر اشتباه نکنم خودتان گرفتید که سفر در زمان ممکن است
یا نه؟ به امید خدا در مطالبی دیگر این موضوع را بهتر شرح می دهم.
اما اگر دوست دارید درباره زمان بیشتر بدانید می توانید روی لینک
کلیک کنید که از جهشی در علم با مورگان فریمن آمده است.
امید است مطالب ما را مفید یافته باشد
ما را از یاد نبرید و
حتما بار های دیگر هم سر بزنید
اگر پیشنهادی انتقادی هم
دارید در قسمت نظرات بیان بفرمایید![]()
بهترین ها را برای شما آرزو دارم![]()

سلام من این وبلاگ را برای خوانندگان گرامی ساختم تا به شما کمکی کرده باشم. پس لطفا تمام این مطالب را بخوانید.