ته جهان کجاست؟

یکی از سؤالات بزرگ که ذهن اکثر انسان ها را درگیر کرده است 

این است که اگر به لبه جهان برسیم و سر خود را از آن بیرون 

بیاوریم چه اتفاقی برای سر ما خواهد افتاد؟ به نظر جواب این 

سؤال جالب به نظر می آید!!!

برای رسیدن به لبه جهانی که برای ما قابل دید است باید چند

میلیارد سالی سوار یک پرتو نور شوید و به آن برسید که این کار 

از نظر علمی محال است حالا پس چه؟

گیرم که رسیدیم حال چه؟ جواب به این سوال بسیار مایوس

کننده است!!!

جهان حداقل چهار بعدی است. یعنی چه؟

یعنی اگر در یک خط مستقیم حرکت کنیم و این مسیر را ادامه 

دهیم جهان به گونه ای که تصور آن برای ما ناممکن است تاب

بر می دارد و دوباره به سر جای اول برمی گردیم.

برای درک این موضوع یک مثال برای شما می زنم.

در نظر بگیرید یک مثلث متساوی الاضلاع از جهان دو بعدی اش

بر روی کره زمین پا می گذارد.

حال او که در جانی صاف زندگی کرده می خواهد دور زمین

را بگردد. او پس از مدت ها به سر جای اول خود خواهد برگشت

بدون اینکه خود بفهمد چگونه این اتفاق افتاده است.

امید وارم لذت برده باشید اگه نظر یادتون نره خیلی

 خوشحال می شوم.

نمک طعام چگونه ساخته می شود؟

نمک یک چاشنی بسیار محبوب برای آشپز هاست که طعم آن برای

همه ما انسان ها آشناست. اما این ماده سفید رنگ زیبا چرا و چگونه 

ساخته می شود؟ در جواب این سؤال نیاز به نگاهی کوتاه به جدول 

تناوبی مندلیف داریم.

سدیم که آن را NA می گویند دارای عدد اتمی 11 است. پس در مدارهای

آن ابتدا 2 بعد 8 و بعد 1 الکترون قرار می گیرد.

این ماده خطرناک و سمی واکنش پذیر که با چاقو بریده می شود 

و آن را زیر نفت نگه می دارند به دلیل داشتن یک الکترون دو مدار

آخر الکترونی در گروه اول جدول تناوبی قرار می گیرد که به آن

گروه فلزات قلیایی می گویند.

بعد یه گاز کلر هم داریم که به آن CL می گویند و 17 پروتون

هم دارد. پس در مدار های الکترونی آن ابتدا 2 بعد 8 بعد 7

الکترون وجود دارد.

این گاز کلر به رنگ زرو مایل به سبز است و کشنده هم هست.

پس از بازی کردن و استنشاق آن خودداری فرمایید. خیلی جدی.

حالا وقتی این سدیم کنار کلر قرار بگیرد با هم ترکیب یونی

ایجاد می کنند زیرا با جمع شدن الکترون آن ها در کلر و سدیم

هر دو هشت الکترون قرار می گیرد. 

یعنی سدیم یک الکترون به کلر می دهد و با هم دوست می شوند

کنار هم قرار می گیرند و نمک سدیم کلریو را درست می کنند.

اگه نظری داشتید دریغ نکنید.

اگر از صد درصد مغزمان استفاده کنیم چه می شود؟

مغز ما انسان ها از کهکشان راه شیری هم پیچیده تر است. مغز به ما کمک میکند که فکر کنیم،

تصمیم بگیریم ،عمل کنیم و خلاصه هر کاری که می کنیم با کمک مغزمان انجام می دهیم.

آورده اند که مغز ما دارای دو نیم کره است. یکی چپ و دیگری راست. نیم کره چپ مغز ما کلاً

کارش با ریاضیات و منطق است و نیمه چپ بدن را کنترل می کند. و نیم کره راست کارش هنر

است و طرف چپ بدن را کنترل می کند.

اصلی ترین سلول های سازنده بدن انسان نورون نام دارند که همه آنها دارای فعالیت عصبی

هستند. کار این سلول ها انتقال پیام عصبی است که با کمک آزاد کردن دو یون پتاسیم و

سدیم صورت می گیرد. در مغز ما صد میلیار سلول عصبی وجود دارد که یک و نیم کیلو جرم

از بدن انسان را اشغال کرده اند.

امّا ظرفیت مغز ما چقدر است؟ هنوز ثابت نشده و می گویند بی نهایت است ولی یک افسانه

اشتباه می گوید که مغز دو پتابایت جا می گیرد که کاملا اشتباه است اما هنوز عده ای به آن

باور دارند.

اما یک خبر خوب برای شما دارم و آن این است که مغز شما توانایی هایی دارد که باورتان

نمی شود!  ما انسان های عادی از 8% مغزمان استفاده می کنیم ومی توانیم با تکرار

و تمرین این درصد ها را بالاتر ببریم.

زمانی که می گوییم ما از 8% توانایی های مغز خود استفاده می کنیم یعنی اینکه ما

از همه مغز ولی از 8% توانایی های آن استفاده می کنیم.اگر کسی دچار سکته مغزی

شود وقسمتی از بدنش فلج شود با تمرین و تکرار می تواند خودش را درمان کند. چگونه؟

دلیلی بسیار ساده دارد. چون توانایی مغز ما خیلی زیاد است به گونه ای که هر بخش

می تواند کار های بخش دیگر را انجام دهد و نورون هایش را فعال تر کند.

سال ها بود که دانشمندان این سوال را مطرح می کردند که چه چیز انسان را باهوش تر

از دیگر موجودات می کند؟ با پیشرفت علم و فناوری ، دانشمندان به این سوال جواب دادند

که بخشی از آن به این شرح است:(بزرگ بودن یا کوچک بودن مغز تأثیری در باهوش بودن

یا نبودن ندارد بلکه تعداد سلول های عصبی و ارتباطات آن ها است که انسان را نسبت به

سایر موجودات باهوش تر می کند)

همان طور که خواندید می توان فهمید هرچه اتصالات نورونی بیشتر باشد فرد باهوش تر

خواهد بود در مغز انسان عادی صد میلیارد سلول عصبی وجود دارد و هر نورون با سه هزار

نورون نزدیک خود دارای اتصال است. این یعنی اینکه هر نورون با بخش کوچکی از مغز ارتباط

برقرار می کند چون ما از مغزمان همین مقدار را طلب کرده ایم و خواهان بیشتر نیستیم.

یک شایعه وجود دارد که حجم مغز ما 2.5 پتابایت است که کاملاً اشتباه است زیرا اگر ما

به این مقدار حجم برسیم مغز تکامل پیدا می کند. طبق تحقیقاتی در دانشگاه هاروارد

متوجه شدند که همیشه مغز به همان میزان که اطلاعات دارد دارای فضای خالی است.

این یعنی اینکه مغز ما همیشه فضای خالی دادر و پر نمی شود چه از این بهتر!!!

شما به ازای هر یک درصد استفاده بیشتر از ظرفیت مغزتان پنج برابر باهوش تر خواهید

شد.

اینیشتن را که باشد شنیده باشید همان فیزیک دان معروف که از او به عنوان یک نابغه

یاد می شود. او در یک مصابحه نقل کرده است که: اگر انسان ها از یک هزارم انرژی که

برای حرف زدن اسفاده می کنند کله شان را به کار بیندازند سرعت پیشرفت علم چند

برابر خواهد شد.

بنده خدا راست هم می گوید یک فرد هفتاد ساله بیست سال از زندگی خود را حرف

می زند!!! البته خیلی ها هم وجود دارند که کمتر حرف می زنند و بیشتر عمل می کنند.

برخی افراد مخالف نظر 8% هستند و می گویند ما در تمام عمرمان از صد درصد مغز خود

استفاده می کنیم. نظر خودتان چیست؟ اگر ما از تمام مغز خود استفاده کنیم اصلاً

منطقی است که بتوانیم چیز جدیدی یاد بگیریم؟ اگر اینگونه بود دنیا به شرح زیر بود:

امروز صبح که از خواب بیدار می شوید هفت میلیارد فرمول فیزیک کشف شده و همه

فیزیک دان هستند خب حالا همه مثل پیکاسو یک تابلو نقاشی قشنگ می کشند

تا ظهر کار تمام می شود و هفت میلیارد تابلو کشیده می شوند. دیگر همه با هر دو

دست می نویسند و همه ورزشکار و بند باز هستند و هیچ هنری پیدا نمی شود که

کسی بلد نباشد.

زندگی در دنیای بالا حقیقتاً بسیار مسخره است این دنیایی است که کسانی که

این ایده را مردود اعلام می کنند با آن موافق هستند.

دنیایی که این افراد از آن حرف می زنند خیلی شبیه به تصویر بالا است!!!

با آنکه شاید این افراد دیگر مغزشان پر شده و گنجایش بیشتری ندارد برای همین

مجبورند که این حرف ها را بزنند امّا شما که مغزتان آماده پیشرفت هست نکند که

این حرف های پرت و پلا که مغز پر شده را باور کنید!!!

حالا از این افراد مغز پر شده بگذریم سؤال پیش می آید که آیا می توان از ظرفیت

بیشتری از مغز استفاده کرد؟

جواب این سؤال بستگی به خودتان دارد. اگر کار بکشید و تمرین و تلاش مستمر داشته

باشید حتماً همین جا ضمانت می کنم که می شود البته اگر ایده مغز پر شده را رها کنید

امّا اگر منتظر باشید شاید یک روز صبح از خواب بیدار شوید و ببینید نابغه شده باشید

هرگز درصدی از مغز بالاتر نخواهد رفت.

حالا از این حرف و حدیث ها بگذریم ببینیم در هر درصد مغز ما به چه توانایی هایی خواهد

رسید.

اگر ما انسان ها تنها از 10% توانایی های مغز خود استفاده کنیم ده برابر باهوش تر از

افراد عادی می شویم و می توانیم رابطه بسیاری از چیز ها را کشف کنیم.

اگر ما از 15% توانایی مغز خود استفاده کنیم 25 برابر باهوش تر از اینشتین هستیم

و می توانیم با یک بار خواندن یک کتاب آن را برای همیشه به خاطر بسپاریم.

حال اگر از 20% استفاده کنیم چه می شود؟ آن موقع می توانیم در هر پنج ثانیه یک

صفحه از یک کتاب را حفظ کرده و خوب یاد بگیریم و با همین سرعت بنویسیم و

حرف بزنیم. و دروغ و راست را متوجه شویم.

اگر هم از 25% توانایی های خود استفاده کنید می توانید با هر دو دست و هر دو پا به

صورت همزمان بنویسید و چند کار مختلف انجام دهید چون مغز در این حالت می توند

روی چند کار تمرکز کند و همه را به صورت عالی انجام دهد.

اگر از 30% توانایی های مغزتان استفاده کنید می توانید یک کتاب پانصد صفحه ای را

در عرض چهار ثانیه حفظ کرده و یاد بگیرید و تمام رکورد های مربوط به هوش را بشکنید.

اگر از 35% توانایی های مغزتان استفاده کنید می توانید هیچ گاه دچار اشتباه نشوید

و برترین داور در بین تمام قاضی های دنیا شوید.

امّا اگر از 40% توانایی های مغز خود استفاده کنید چه؟ در این فرصت شما می توانید

اجسام کمتر از یک کیلوگرم را از زمین بلند کنید آن هم فقط با نیروی ذهن بعد هم آن

جسم را به جای مورد نظر ببرید.

اگر ما انسان ها از 45% توانایی های خود بهره بگیریم می توانیم بدون استفاده از

چشم محیط اطراف خود را به شعاع ده متر مشاهده کنیم و به صورت سه بعدی

ببینیم و از حرکت کوچک ترین حشره ای غافل نباشیم.

امّا نگویید از کسی که به توانایی استفاده از 50% مغز خود دست پیدا می کند

این فرد می تواند وزنه های 100 کیلوگرمی را بالا ببرد آن هم تنها با نیروی ذهن!

بعد هم دیگر نیازی به زبان در دهانش نخواهد داشت و می تواند با ذهن خودش

با دیگران ارتباط تله پاتی برقرار کند!

اگر انسان از 55% توانایی های مغز خودش استفاده کند خیلی راحت با یک

نگاه ده ثانیه ای به یک فرد میتواند فکر او را بخواند و از نیات بدترین دشمن

خود آگاه شود.

اگر انسان از 60% توانایی های ذهن خود استفاده کند با یک نگاه به فرد مورد نظر

می تواند به تمام زندگی اش پی ببرد و با ذهنش دستگاه های الکترونیکی را هک

بکند و قوی ترین سیستم ایمنی هم نتواند جلودار باشد.

اگر ما انسان ها از 65% ظرفیت مغز خود استفاده کنیم اگر روی یک فرد دست بگذاریم

می توانیم وی را کنترل کنیم و حتی توانایی دستکاری کردن خاطراتش را داریم.

با استفاده از قدرت 70%  توانایی بلند کردن ده تن را از زمین خواهیم داشت و

می توانیم از دور ده نفر را کنترل کنیم.

اگر از 80% مغز مبارک خود استفاده کنیم می توانیم یک استان را به کنترل خود در

بیاوریم و به شعاع صد کیلومتری را بدون چشم ببینیم.

با استفاده از توانایی استفاده از 90% مغز قادر خواهیم بود تمام انسان ها را به

اختیار خود بکشیم.

و در دست آخر اگر به توانایی 100%برسیم دیگر روح ما به توانایی خدادادی خود

خواهد رسید و خواهد توانست سیاره بسازد و خلاصه...

حال ویدیویی هم در این رابطه وجود دارد که زیاد دقیق نیست چون از روی یک

فیلم گرفته شده است البته برای دیدن آن می توانید از لینک زیر استفاده کنید.

البته خیلی هم جالب است. پس آن را از دست ندهید.

استفاده از صددرصد مغز(آپارات)

حال برای افزایش درصد مغز چه باید کرد؟

راه های زیر به شما کمک می کند که موفق شوید.

1-با هر دو دست بنویسید:

اگر راست دست هستید با دست چپ بنویسید و اگر چپ دست هستید با

دست راست بنویسید. با هر دو دست نوشتن موجب افزایش توان هر دو

نیم کره مخ شده و باعث افزایش توانایی های مغز می شود.

2-یادگیری:

کتاب بخوانید و آن را یاد بگیرید و حفظ کنید و تا می توانید از مغز خود کار بکشید

نگذارید که مغزتان تنبل شود. علاوه بر این کتاب خواندن موجب می شود که دیرتر

زوال عقل در انسان به وجود بیاید.

3-ورزش کنید:

شنیده اید که می گویند عقل سالم در بدن سالم؟ برای اینکه مغزمان خوب

کار کند باید به بدنمان هم رسیدگی کنیم. ورزش باعث افزایش قدرت محل

اتصال سیناپسی شده و باعث باهوش تر شدن انسان می شود.

4-تکلّم به چند زبان:

یادگیری زبان دوم یا سوم یا حتی چهارم خیلی خوب است و می توان با

استفاده از این خاصیت به مطالب دست اول دست پیدا کرد. از دیگر آثار

یادگیری چند زبان این است که بیشتر بخش های مغز را درگیر می کند.

5-خواب مناسب:

یک مغز سرحال و شاداب روزی هشت ساعت می خوابد. پس زود بخوابید

سحرخیز هم باشید چون مغز تا شاداب نباشد چگونه می خواهد کار کند

پس خواب مناسب را هرگز فراموش نکنید.

6-تفکّر مثبت:

این موضوع را با یک داستان شرح می دهم تا خودتان به همه چیز پی ببرید:

پادشاهي ديدکه خدمتکاري بسيار شاد است ،

از او علت شاد بودنش را پرسيد. خدمتکار گفت :

قربان همسر و فرزندي دارم و غذايي براي خوردن و

لباسي براي پوشيدن و بدين سبب من راضي و شادم. 
پادشاه موضوع را به وزير گفت .

وزير هم گفت: قربان چون او عضو گروه ۹۹ نيست بدان جهت شاد است ، 
پادشاه پرسيد گروه ۹۹ ديگر چيست؟ وزير گفت :

قربان يک کيسه برنج را با ۹۹ سکه طلا

جلو خانه وي قرار دهيد ، و چنين هم شد . 
خدمتکار وقتي به خانه برگشت با ديدن

کيسه وسکه ها بسيار شادشد و شروع به شمردن کرد ، ۹۹ سکه ؟؟
و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا۱۰۰ تا نيست

، همه جا را زير و رو کرد ولي اثري از يک سکه نبود

، او ناراحت شد و تصميم گرفت از فردا بيشتر کار کند

تا يک سکه طلاي ديگر پس انداز کند ، او از صبح

تا شب کار ميکرد،و ديگر خوشحال نبود.
وزير هم که با پادشاه او را زير نظر داشت گفت :

قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضاي اين گروه

کسانيند که زياد دارند اما راضي نيستند.

خوشبختي در سه جمله است:
تجربه از ديروز ، استفاده از امروز، اميد به فردا...

ولي ما با سه جمله ديگر زندگي را تباه ميکنيم:
حسرت ديروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا.

خودتان گرفتید که طرز فکر چه تأثیری در زندگی دارد.

به آخر نوشته نزدیک شدیم و وقت خداحافظی است به امید روز های خوب.

ما را از یاد نبرید و برای تشکری که برای نوشتن این مطلب کردیم حداقل

نظری را حتی اگر به اندازه چند حرف شده بنویسید تا ما متوجه بشویم

تا آخر این نوشته را خوانده اید.

                                        <<بله خوب>>

کارتان را شروع کنید و اطمینان حاصل بفرمایید که موفق می شوید یکی

از دلایل آن این است که این مطلب را تا آخر خواندید

منابع:

  • چجور
  • پروژه شادی
  • کتاب مغز و اعصاب سمیعی

یورت چیست؟

بیابان گردان به خانه هایی نیاز دارند که بتوانند به آسانی آن را با خود جابه

 

کنند یورت ها چادر های گرد قدیمی هستند که چادر نشینان مغولی صحرای

((گپی))در آن ها زندگی می کنند یورت از تیرک های چوبی پوشیده شده

با نَمَد به دست آمده از پشم گوسفند ساخته می شود.

جایی گرم در زمستان و خنک در تابستان هم هست ولی

نا گفته نماند خانه های خود ما این ها را توی جیب می گذارند.

امید واریم مطلب را مفید یافته باشید

 

چه کسانی با آتش ماهی می گیرند؟

در جزیره ای در اقیانوس آرام مردم در تاریکی شب ماهی می گیرند

 

آن ها سر شاخه های درخت نارگیل را آتش می زنند و سپس آن

شاخه ها را کنار قایق هایشان می آویزند

وقتی ماهی ها به سوی آتش روانه می شوند ساکنان بومی با نیزه

های تیز خود آن ها را شکار می کنند.

امید واریم مطلب را مفید یافته باشی

 

سفر در زمان

     سفر در زمان از آرزو های بزرگ انسان بوده است. به گونه ای که

در بسیاری از کتاب ها و رمان ها شخصیت ها با وسایلی در گذشته

سفر می کردند و به آینده می رفتند تا اهداف خود را عملی کنند.

     در دیگر رمان ها شخصیت ها توانایی نگه داشتن زمان را با

کمک یک ساعت جیبی داشته اند به گونه که زمان برای همه 

به جز آن ها جاری بوده است مثلا ساعت برنارد که یک ساعت

کوچک داشت که به آن می توانست زمان را متوقف کند.

     خب بهتر است اول بدانیم ساعت زمان به چه دردی 

می خورد؟ نظرات زیاد است یکی می گوید اختراعات

آینده را به نام خودم ثبت می کنم و یکی می گوید به

دوران کوروش کبیر رفته و یک کوزه طلا به زمان حال

می آورم و می فروشم و ثروتمند می شوم.

     تا دلتان بخواهد کار ها می توان کرد و شاید هزار

یا میلیون ها کتاب نوشت ولی آیا سفر در زمان ممکن 

است؟ ما در این مطلب می خواهیم جواب آن را به شما

بدهیم پس آن را تا آخر بخوانید.

     حال برای سفر در زمان باید بدانیم زمان چیست؟

زمان چیست:

     زمان به باور عامیانه یعنی کمیتی که آن را اندازه

می گیریم تا به سؤالاتی نظیر چه وقت و چه مدت 

پاسخ دهیم.

     برای اندازه گیری زمان از وسایلی مانند ساعت

استفاده می کنیم که مسلما همه ما حداقل یکی از

این ساعت ها در خانه داریم که روزمان بدون نگاه 

کردن به ساعت روز نمی شود.

     اما به باور فیزیک دانان و جراحان مغز و اعصاب

زمان یک امر قرار دادی است و اصلا وجود ندارد     

به باور دکتر ها ،مغز زمان را می سازد و به باور فیزیک

دانان زمان وجود ندارد.

     اما اگر وجود ندارد پس عامل وجود گذشته و آینده

چیست؟ اما اگر زمان را تنها حال در نظر بگیریم هیچ

علمی آن را رد نمی کند چون دیگر سرنوشت وجود نخواهد داشت.

   بحث زمان آنقدر پیچیده است که علم فیزیک ترجیح می دهد

اصلا سراغ زمان نرود پس نمی توان زیاد به این یافته ها اعتماد کرد.

     پارادوکس ها:

پارادوکس ها اصلی ترین سد در برابر سفر در زمان هستند.

که به دو دسته تقسیم می شوند:

پارادوکس قتل مامان بزرگ:

    یکم نامفهوم است ولی سعی کنید بفهمید. اگر با ماشین

زمان به گذشته باز گردید و روی مادر بزرگ خود فرود آیید و او

را به قتل برسانید پس نباید وجود داشته باشید و اگر وجود

نداشته باشید پس روی مادر بزرگ خود فرود نمی آیید اگر

روی مادر بزرگتان فرود نیایید وجود دارید و روی مادر بزرگتان

فرود می آیید و او را به قتل می رساید و اگر او را به قتل برسانید

نباید وجود داشته باشید و اگر وجود نداشته باشید...

خیلی سخت بود؟ اشکالی ندارد سعی کنید بفهمید چون شیرینی

پارادوکس ها به همین نامفهومیشان است.

پارادوکس کیف پر از طلا:

    در این پارادوکس اگر شما کیف پر از طلایتان را در فروشگاه

جا بگذارید و به گذشته باز گردید و به خودتان بگویید که کیف را

جا نگذارید پس نمی گذارید و اگر نگذارید به گذشته باز نمی گردید

و اگر به گذشته باز نگردید به خودتان چیزی نمی گویید و کیف را جا

می گذارید و به گذشته باز می گردید... چیزی نگویم بهتر است.

     خب اگر اشتباه نکنم خودتان گرفتید که سفر در زمان ممکن است

یا نه؟ به امید خدا در مطالبی دیگر این موضوع را بهتر شرح می دهم.

اما اگر دوست دارید درباره زمان بیشتر بدانید می توانید روی لینک

کلیک کنید که از جهشی در علم با مورگان فریمن آمده است.

                                              (زمان چیست؟)

امید است مطالب ما را مفید یافته باشد ما را از یاد نبرید و

حتما بار های دیگر هم سر بزنید اگر پیشنهادی انتقادی هم

دارید در قسمت نظرات بیان بفرمایید

  بهترین ها را برای شما آرزو دارم

 

دستگاه تقطیر

     دستگاه تقطیر وسیله ای است که با آن مخلوط های

مایع در مایع را جداسازی می کنند. برای مثال برای جداسازی

آب الکل از دستگاه تقطیر استفاده می شود.

     البته در دستگاه تقطیر علاوه بر مخلوط های مایع در مایع

می توان مخلوط های جامد در مایع را جدا کرد.

     اساس کار دستگاه تقطیر نقطه جوش است. به همین

علت نمی توان موادی را که نقطه جوش مساوی دارند را

از یکدیگر جدا کرد. برای مثال نقطه جوش الکل 79 درجه

سانتی گراد است و زود تر از آب به جوش می آید چون

نقطه جوش آب 100 درجه سانتی گراد است.

     در دستگاه تقطیر زمانی که دو مایع گرم می شوند

تمام گرما صرف تبخیر مایعی می شود که زود تر به

جوش می آید از همین رو مایع ها با هم مخلوط نمی شوند

     عملکرد دستگاه تقطیر به این گونه است: ابتدا مایع

بخار می شود و از طریق لوله به ظرف دیگری می ریزد

پس دو عمل تبخیر و میعان پشت سر هم رخ می دهند.

     از دستگاه تقطیر برای گلاب گیری نیز استفاده می شود.

برای انجام این کار ابتدا گل های محمدی را جمع کرده و در 

ظرف بزرگی می ریزند و آن را پر آب کرده و می جوشانند.

در آخر هم بخار را سرد می کنند گلاب را به دست می آورند.

     تقطیر هم روش هایی دارد که به دو دسته دو جزئی و 

چند جزئی تقسیم می شوند.

     امروزه که اقتصاد حرف اول را می زند از هر روشی

برای پیش برد آن استفاده می شود. برای همین در پالایش

نفت از دستگاه تقطیر استفاده می شود.

 

تجارت بوق حمام

در افسانه ها آمده است که تاجری چهار پسر داشت.

او همیشه سه پسر کوچک را برای تجارت به روم و مصر

یا چین می فرستاد تا با کار تجارت آشنا شوند و روزی

خود به یک تاجر شناخته شده تبدیل شوند.

تاجر هیچ گاه پسر بزرگ را برای کار تجارت به سرزمین های

دیگر نمی فرستاد و پسر بزرگ تر خیلی ناراحت بود.

در یکی از روز ها دوست تاجر به تاجر گفت: چرا پسر

بزرگتر را برای کار تجارت به سرزمین های دیگر نمی فرستی

آخر او خیلی ناراحت است و به من گفت با آنکه بزرگتر

از برادر هایش است اما پدر هیچ توجهی به من ندارد.

درست می گوید او پسر بزرگتر توست و تو باید بیشتر از

برادرهایش به او توجه کنی.

تاجر به دوستش گفت: او دیوانه ای ابله است اگر به او

کاری بدهم او مرا به خاک سیاه خواهد نشاند ولی

هر چیز ارزش یکبار امتحان کردن را دارد.

تاجر به پیش فرزندش رفت گفت: ای فرزندم

دیگر وقتش است که تو هم مانند برادر هایت 

به کار تجارت بپردازی و صاحب مال و ثروت 

شوی.

تاجر به فرزندش مقداری پول داد و به او گفت که 

هر جا می خواهی برو ولی پسر نگذاشت که راه و

رسم تجارت را به او بیاموزد چون می گفت تجارت 

یعنی ارزان بخری و گران بفروشی.

پسر چند شتر برداشت و در زمان رفتن مردم شهر

دور او جمع شدند و هر کدام درخواستی کردند تا از 

شهر های دیگر برای آن ها بخرد یکی کفش می خواست 

و دیگری زهر عقرب و یک پیر مرد از او بوق حمام

خواست.

خلاصه به شهر رسید و دنبال چیزی برای تجارت بود

که صدایی توجهش را جلب کرد.

یک نفر بوق حمام می فروخت. چون یک نفر از او

بوق حمام خواسته بود فکر کرد که بوق حمام باید

چیز خوبی باشد برای همین از فروشنده پرسید

که هر بوق چقدر است؟ فروشنده جواب داد یک دینار.

با خودش فکر کرد که که اگر بوقی را ده دینار بفروشد

ثروتش ده برابر می شود برای همین به پدرش نامه داد که

یک کار تجارت پیدا کرده است که ثروتش را ده برابر می کند.

پدر هم خوشحال شد و تمام ثروتش را که با چهل سال زحمت

به دست آورده بود برای پسرش فرستاد.

پسر هم خرید و به شهر آمد.

نزدیک شهر که شد مردم به تاجر خبر دادند که پسرت

دارد می آید.

تاجر پسرش را همراه با دویست و چهل  شتر

دید و از او پرسید چه خریده ای ای  پسر باهوش من؟

پسر گفت: بوق حمام ای پدرم

تاجر که شوکه شده بود پرده را از روی شتر اول کنار زد

و بوق حمام دید و این کار را برای شتر دوم هم کرد و باز

بوق حمام دید و ناگهان غش کرد.

مردم به او آب قند دادند و او به هوش آمد و گفت ای پسر

ابله آخر من چه اشتباهی کردم که به حرف دوستم گوش کردم

می گویم آن همه پول که بر باد دادی فدای سرت آخر من این

همه جا از کجا بیاورم که بوق حمام نگهداری کنم راستی آخر

دیوانه چه کسی بوق حمام می خرد؟ اگر سه قرن هم بگذرد

فکر نکنم پنج تا از آن ها را بفروشم. تو حتی آبروی من را هم

بردی از این به بعد همه به من بوقی می گویند.

 

 

 

خلاصه از این به بعد بود که هر کس در کاری ضرر می کرد

به او می گفتند:تجارت بوق حمام انجام داده است

 

عوامل پوکی استخوان

پوکی استخان زمانی به وجود می آید که مرگ سلول های

استخوانی از تقسیم آن ها بیشتر باشد. اگر همچنین اتفاقی

رخ بدهد حفره های استخوانی بزرگ تر از حد معمول می شود.

در این موقع استحکام استخوان ها کم می شود و در بدترین

حالت ممکن با یک خم شدن استخوان می شکند.

اصلی ترین عوامل پوکی استخوان سن، وزن و جنسیت 

هستند. هرچه سن بالا برود به دلیل فعالیت کمتر احتمال

پوکی استخوان افزایش پیدا می کند. 

بیشتر زنان به دلیل فعالیت کمتری که نسبت به مردان

دارند بیشتر در معرض پوکی استخوان قرار دارند.

زمانی که فرد اضافه وزن دارد چون مواد غذایی متفاوتی 

می خورد احتمال پوکی استخوان کمتر است ولی چون وزن

زیادی روی استخوان  ها قرار می گیرد باعث بیماری های

مفصلی می شود. و کمبود وزن باعث می شود که مواد

معدنی به استخوان نرسد.

عواملی که باعث پوکی استخان می شوند:

1-چای

2-سیگار

3-استفاده بیش از حد سرکه و ترشی

4-نمک

عواملی که باعث پیشگیری از پوکی استخوان می شوند:

1-پیاده روی یک روز در میان 20 دقیقه

2-استفاده از لبنیات

3-خواب کافی

4-ورزش یوگا

پیشگیری بهتر درمان است پس چه بهتر قبل از

ابتلا به بیماری جلوی آن را بگیریم.

                               شب و روزگار خوش

 

وزارت خانه های ایران

جمهوری اسلامی ایران دارای هجده وزارتخانه است.

وزارتخانه به جایی می گویند که وزیر مورد تایید

رییس جمهور و مجلس شورای اسلامی در آم کار می کند.

وزارتخانه ها:

1-وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

2-وزارت جهاد کشاورزی

3-وزارت آموزش و پرورش

4-وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

5-وزارت اطلاعات

6-وزارت کشور

7-وزارت دادگستری

8-وزارت کار تعاون و رفاه اجتماعی

9-وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو های مسلح

10-وزارت نفت

11-وزارت نیرو

12-وزارت ورزش و جوانان

13-وزارت امور اقتصادی و دارایی

14-وزارت خارجه

15-وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی

16-وزارت صنعت و معدن و تجارت

17-وزارت راه و شهر سازی

18-وزارت علوم و تحقیقات و فناوری

به دلیل زیاد بودن مسئولیت کشور باید راهی

را می اندیشیدند برای همین کشور را به بخش های

مختلفی تقسیم کردند و نام هر یک از این بخش ها را 

وزارتخانه گذاشتند.

 

                      امید است به شما کمکی کرده باشیم

آیا شیر خاصیت اسیدی دارد

دانش آموزان کلاس هشتم با کمک معلم علومشان

می خواهند آزمایش کتاب علومشان را انجام دهند

آنها به این روش پیش رفتند.

مشاهده:

آن ها مقداری از شیر را خوردند.

طرح سؤال:

آن ها برایشان سؤال شد که شیر چه خاصیتی

دارد؟

فرضیه:

دانش آموزان به سه دسته تقسیم شدند.

گروه اول می گفت که شیر خاصیت بازی دارد.

گروه دوم می گفت که شیر خاصیت اسیدی دارد.

گرده سوم می گفت شیر خنثی است.

آزمایش:

آن ها کاغذ پی اچ را در شیر می گذارند و متوجه

می شوند که عدد نشان دهنده 6.5 است.

نتیجه گیری:

شیر خاصیت اسیدی دارد و اسیدی بسیار بسیار

ضعیف است که در بعضی از کتاب ها به دلیل

کم بودن خاصیت اسیدی آن را خنثی می نامند.

 

اسید: ترش است. پی اچ آن از هفت کمتر است.

خنثی: پی اچ آن هفت است.

بازی: پی اچ آن بیشتر از هفت است. تلخ است.

 

 

از خوانندگان تقاضا می شود ما را از نظرات پر 

مهر خود محروم نگردانند.

 

داستان مترسک و آدم برفی

     برف آرام آرام بر شاخه های مترسک نشست. ولی آنقدر

شاخه هایش سنگین بود هیچ چیزی را احساس نمی کرد.

او منتظر تنها دوستش زاغی بود.

     زاغی یکی از دوستان مترسک بود. زاغی همیشه به

هواشناسی گوش می کرد و زمانی که خبر مهمی به گوشش

می رسید به مترسک می گفت.

     زاغی با بال بال کردن خودش را به مترسک رساند.

مترسک با تعجب پرسید:<<چرا اینقدر سریع بال بال

می کنی؟>> زاغی به مترسک گفت:<<این سرما تا

دو ماه دیگر ادامه پیدا می کند و حتی ممکن است سردتر

هم بشود>>.

     زاغی راست گفته بود. هوا کم کم سرد تر شد. مترسک

تنها نبود و مترسک های دیگری هم در گندم زار بودند.

بعضی از افراد برای گرم کردن خودشان چند تا از مترسک ها

را آتش زده بودند.

     چند پسر بچه از کنار مترسک می گذشتند. یکی از بچه ها

به دوستانش گفت:<<چطور است آدم برفی را همین جا بسازیم؟>>

بقیه بچه ها هم قبول کردند و به ساختن مشغول شدند.

     همه بچه ها دست در دست هم شروع به ساختن آدم برفی

کردند. هر کس یک کار را انجام داد. یکی سر و شکم را ساخت

دیگری بینی برایش گذاشت و یکی هم او را صاحب دست کرد.

در آخر یکی از بچه ها با خودش گفت:<<این آدم برفی شال گردن

کم دارد.>> به همین دلیل برایش شال گردن گذاشت و آن 

آدم برفی ساخته شد.

     مترسک رو به آدم برفی کرد و گفت:<<تو به چه دردی 

می خوری؟>> آدم برفی گفت:<<دل ها را شاد می کنم>>

مترسک باز پرسید:<< بجز دل شاد کردن کار دیگری بلد 

نیستی؟>> آدم برفی به مترسک توجهی نکرد.

     مترسک به آدم برفی حسودی اش می شد و با خودش

می گفت:<<این آدم برفی بی ارزش که به هیچ دردی هم

نمی خورد چقدر خوشبخت است چون کسی او را آتش نمی زند>>

     یکی از آرزو های آدم برفی این بود که بتواند بهار و تابستان

را چشمانش ببیند برای همین از یک پیرمرد دانا که داشت از

آنجا عبور می کرد پرسید:<<ای پیر مرد دانا آیا تو را هی را

می شناسی که من بتوانم به چشمانم بهار و تابستان را ببینم.>>

پیر مرد با مهربانی به او گفت:<<باید انفاق کنی>>.

     آدم برفی خوشحال شد زیرا راهی بود که بتواند 

بهار و تابستان را ببیند. اما مترسک به او گفت:<<

آدم برفی ها به هر حال آب می شوند پس خودت را

اذیت نکن>>. ولی آدم برفی نا امید نشد.

     خرگوش گرسنه ای از آنجا رد می شد. خرگوش

رو به آدم برفی کرد و گفت:<<من گرسنه ام به من کمک کن>>

آدم برفی بینی خود را که یک هویچ بود به خرگوش داد.

خرگوش از او تشکر کرد و رفت. اما مترسک به آدم برفی

گفت:<< اشتباه کردی که بینی خودت را به او دادی

هیچ آدم برفی این کار را نمی کند>>

     بار دیگر پسر بچه ای سردش بود به همین دلیل از

آدم برفی کمک خواست. آدم برفی شال گردنش را به 

پسر بچه داد. پسر بچه هم برای او دعا کرد و رفت.

باز مترسک گفت:<<آن وقت که آب شدی متوجه می شوی

آن پیر مرد به تو دروغ گفته بود.>> آدم برفی به حرف های

مترسک گوش نداد.

     پیر زنی از آنجا می گذشت که سردش بود. رو به 

آدم برفی کرد و گفت:<<مت و بچه هایم سردمان است به

ما کمکی بکن.>> آدم برفی دست هایش را به پیر زن داد.

پیر زن برای او دعا کرد و به او گفت:<< تمام آدم برفی ها

بجز تو به هیچ کس کمکی نمی رسانند اما تو کمک می کنی

خدا کند که هیچ وقت آب نشوی.>> مترسک به آدم برفی

خندید و گفت:<< تو دیگر آدم برفی نیستی تو تنها یک گلوله

برف هستی که تنها می توانی به دعا های این پیر زن دل خوش

کنی>>

     فصل بهار نزدیک شد و برف ها آرام آرام آب می شدند.

مترسک باز به آدم برفی گفت:<<حالا که آب می شوی، پس

این آخرین حرف هایی است که می شنوی. بدان نیکی همه جا

خوب نیست.>>

     آدم برفی کم کم داشت آب می شد. اما خداوند آدم برفی

را به یک بچه آدم تبدیل کرد.

     مترسک تعجب کرده بود و از حسودی می خواست آتش

بگیرد. زمستان که دوباره آمد رهگذری برای گرم کردن خودش

مترسک را آتش زد.

     ما انسان ها باید به حرف پیران سال خوده گوش بدهیم

چون آن ها چیز هایی می دانند که ما نمی دانیم. در بین ما

کسانی هستند که می خواهند ما را از راه بدر کنند ما باید

به حرف همچین کسانی گوش ندهیم.

 

جهت جریان الکتریکی

باز بحث شیرین الکتریسیته یکی از اختراعات ادیسون

 

که آن را کشف کرد. اما یکی از سؤالاتی که ذهن بسیاری 

از دانش آموزان و تمام کسانی که از الکتریسیته مقداری

سر در می آورند این است که جهت جریان الکتریکی

از مثبت به منفی است یا از منفی به مثبت.

در حقیقت جریان الکتریکی از منفی به مثبت است

چون منفی الکترون های بیشتری دارد و مثبت تعداد

کمتری برای همین باید متعادل شوند پس الکترون های

منفی به سمت مثبت حرکت می کنند.

اما یک سؤال بزرگ این است که چرا در بسیاری از

شکل ها و فرمول ها جهت جریان از مثبت به منفی

است.

در حقیقت تا سال 1373 همه فکر می کردند جهت

جریان الکتریکی از مثبت به منفی است برای همین

تمام فرمول ها را بر پایه این نوشتند برای همین 

است که فرمول ها با یک روش اشتباه به جواب

درست می رسند.کسی هم نیامده آن ها درست 

کند. راستی اگر شما دوست داشته باشید می توانید

فرمول ها را درست کنید البته کار آسانی نیست.

 

 

حدس کولاتز

تا کنون در باره ی معما های جایزه دار چیزی شنیده اید

منظورم آن معما هایی هستند که هر کسی به آنها جواب

دهد جایزه چند میلیون دلاری را به جیب  شما سرازیر 

خواهد کرد یکی از این معما ها که سال هاست ذهن 

بسیاره از دانشمندان را به خود مشغول کرده است

حدس کولاتز است.

تا حالا چیزی درباره ی این حدس شنیده اید؟

در روزی از روزها ریاضی دانی که زیاد هم از علم ریاضی

سر در نمی آورد به یک نتیجه رسید. نتیجه این فرد 

این بود که اگر عددی را در نظر بگیری و آن را روی 

کاغذ بنویسی، اگر زوج بود آن را بر دو تقسیم کنی و

اگر فرد بود آن را سه برابر کنی و با یک جمع کنی

در نهایت به عدد یک می رسی. مثلا عدد 6 را در نظر 

می گیریم. این عدد زوج است. آن را بر دو تقسیم می کنیم

عدد سه به دست می آید. عدد سه فرد است پس آن را

در سه ضرب و با یک جمع می کنیم می شود ده. عدد ده را

بر دو تقسیم می کنیم می شود پنج و پنج را در سه ضرب

و با یک جمع می کنیم می شود شانزده عدد شانزده را بر

دو تقسیم می کنیم و میشود هشت و باز هشت را بر دو 

تقسیم می کنیم و می شود چهار و چهار را بر دو تقسیم

می کنیم و می شود دو. باز دو را بر دو تقسیم می کنیم

و در نهایت به یک می رسیم. اگر متوجه نشدید متن را 

دوباره بخوانید تا بفهمید سخت نیست فقط به خواطر 

اینکه اعداد به شکل ریاضی نیستند سخت به نظر می رسد.

شما برای به دست آوردن جایزه دو راه دارید

اول اینکه اگر عددی را پیدا کنید که یک نشود.

دوم اینکه با یک فرمول یا یک مدرک نشان دهید که

این حدس درست است. اگر شما موفق شوید مانند

تمام افراد شما را در تلویزیون مشاهده خواهند کرد.

همچنین سه میلیون دلار را به شما خواهند داد.

 

داستان ملا نصرالدین

روزی روزگاری ملا نصرالدین می خواست کفش بخرد

به کفش فروشی رفت تا یک جفت کفش بخرد. صاحب

مغازه هم خوشحال شد و تمام کفش ها را به ملا داد

تا امتحان کند اما هیچ کدام اندازه پای ملا نبود.

ناگهان ملا یک جفت کفش را دید آن ها را پوشید.

اندازه پای ملا بود و به او می آمد. چند قدمی راه رفت

و تصمیم گرفت که کفش ها را بخرد و قیمت را پرسید

صاحب مغازه گفت رایگان است.

ملا با عصبانیت گفت چرا؟

صاحب مغازه گفت دروغ نمی گویم این کفش ها همان 

کفش هایی است که وقتی آمدید همراه داشتید.

داستان شطرنج

در افسانه ها آمده است روزی روزگاری در سرزمین هند

پادشاه هند از شطرنج خوشش می آید و می گوید که

مخترع شطرنج را بیاورید. زمانی که مخترع شطرنج 

را می آورند پادشاه به مخترع شطرنج می گوید که

از من جایزه ای بخواه تا من به تو بدهم.

مخترع شطرنج کمی می اندیشد و می گوید ای

پادشاه من از شما سیم و زر نمی خواهم تنها

از شما گندم می خواهم.

پادشاه از او پرسید که چه مقدار می خواهی

مخترع جواب داد اگر در خانه اول شطرنج

یک گندم و در خانه دوم دو برابر خانه اول

و در خانه سوم دو برابر خانه دوم گندم قرار دهیم

و این کار را تا آخر ادامه دهیم به تعدادی گندم خواهیم

رسید من از شما آن مقدار را می خواهم. شاه حرفش را

قبول کرد اما وزیر گفت ای پادشاه اشتباه کردید چون

جایزه مخترع آن قدر زیاد است که تمام مساحت زمین

باید شش بار زیر کشت برود تا شما بتوانید پاداشش

را بدهید. آخر سر هم به او به اندازه یک کوه طلا دادند.

عجیب نیست که یک گندم چگونه ایقدر زیاد شد.

یک مثل چینی می گوید هر چیز با قدم اول شروع

می شود و با بقیه قدم ها ادامه می یابد پس اگر

کاری دارید و فکر می کنید نمی توانید انجام بدهید

اشتباه می کنید حتی یک گندم به کوهی طلا تبدیل شد

شما چرا نتوانید؟

تعداد فلزات

  از میان 118 عنصر شناخته شده 90 عنصر آن به 

صورت ترکیب در طبیعت یافت می شوند. و 3 تا از

آن ها به صورت خالص یافت می شوند.

ممکن است تعداد عنصر ها افزایش هم پیدا کند.

اولین فلز شناخته شده مس است که اولین شمشیر های

ساخت بشر گواه بر این مدعاست.

اولین آلیاژ ساخته بشر مفرغ است و سپس برنج کشف شد.

تعداد فلز ها 87 تاست و تعداد شبه فلز ها 6 تاست.

سنگین ترین عنصری که می تواند پایدار بمان اورانیم است.

تمام مطالب بالا تا این لحظه است و ممکن تا چند سال آینده

تعداد فلزات افزایش پیدا کند.

 

لطفا ما را از نظرات پر مهر خود محروم نگردانید.

                                  شب و روزگار خوش

معما

حالا بریم سر چند تا معما که فکر می خوان.

1- دزدی مسلسل به دست به خانه یکی وارد می شود

و هر چه فرد دارد را می برد اما تلفن زنگ می زند.

دزد برای اینکه کسی شک نکند به صاحب خانه 

می گوید که تلفن را بردارد. چند ثانیه بعد دزد دستگیر

می شود به نظر شما صاحب خانه به دوستش چه گفت

که دزد متوجه نشد؟ در قسمت نظرات بیان کنید.

 

2- جایی است عجیب که بسیار حیرت انگیز است.

شهر هایش نه ساختمانی دارد نه مردمی جنگل هایش

نه دورختی دارند و نه حیوانی و دریا هایش هم آب

ندارند . آنجا کجاست؟ در قسمت نظرات بگویید.

 

3-اکنون ساعت یازده شب است یک ساعت دیگر هم

ساعت یازده شب است چگونه چنین چیزی ممکن است؟

در قسمت نظرات بگویید.

 

4-من ماده مهمی هستم و خیلی دوست دارم علم را دور

بزنم اگر دمای من 30 درجه سانتی گراد باشد و من را تا

20- درجه سرد کنند من ابتدا کاهش حجم پیدا می کنم

سپس حجمم افزایش پیدا می کند و سپس دوباره

کاهش می یابد من چه ماده ای هستم؟ در قسمت نظرات بگویید

 

5-نرگس در بیمارستان است اما نه مرض است و نه

صدمه دیده است اما نمی توانست راه برود چگونه

اینچنین است؟ درقسمت نظرات بیان کنید.

 

عمل

هر که نان از عمل خویش خورد.       منت حاتم تایی نبرد.      

برو کار می کن مگو چیست کار.       که سر مایه جاودانی است کار

به دست آهن تفته کردن خمیر.            به از دست بردن پیش امیر

حکایت

روزی روزگاری پدری تاجر که دو دختر داشت هر دو را به 

مردانی شوهر داده بود یکی باغبان و دیگری کوزه گر

پدر پیش دختر رفت و از او پرسید آرزوی قلبی ات را بگو

دختر گفت آرزویی ندارم بجز اینکه می خواهم باران ببارد

تا باغمان آباد شود.

سپس پیش دختر دومش رفت و از او هم همان سؤال را

پرسید. دختر گفت تنها یک آرزو دارم و آن این است که

هوا آفتابی باشد لطفا دعا کن هوا آفتابی باشد.

حال به نظر شما پدر دو دختر باید چه دعایی کند

در قسمت نظرات با ما در میا بگذارید.

نپتون(پادشاه دریا)

شاید شما هم اسم نپتون را شنیده اید یا در فیلم

دیده اید یکی از آن فیلم ها فیلم انیمیشنی

باب اسفنجی است که یکی از جلوه های

نپتون است. اما خود نپتون هم داستانی دارد

که به شرح زیر است:

روزی روزگاری در دریا که آن را مثلث برمودا

می گویند فرماروایی زندگی می کرد.

او پادشاهی بسیار مهربان بود و به همه

کمک می کرد و باران را به وجود می آورد و

باعث می شد ماهی گیری صورت بگیرد.

اما این پادشاه مهربان در بعضی مواقع

اصلا مهربان نبود. او هر کشتی یا هواپیمایی

را که از فراز کاخش که به آن مثلث برمودا

می گویند می گذرد رحم نمی کند. او یا زمان

را برای آنها کند می کند یا منفجر گاهی هم

برای اینکه کسی شکوه قصرش را بیاد نیاورد

کاری می کند که کسی مثلث برمودا را به خاطر

نیاورد.

خلاصه خیلی ها به جنگ نپتون رفتند و شکست

خوردند از هواپیما های مسافر بری تا جت های 

جنگنده. ولی انگار کسی که با موشک نابود

نمی شود با دود نابود نمی شود. همین که 

دود در کره زمین زیاد شد آقای نپتون کچل

دیوانه شده و یک جا سیل می آید و یکجا

خشک سالی

معما با جواب

1-آن چیست که چیستان است که از آب می گذرد

اما خیس نمی شود؟                                   

 

2-آن چیست که سیاهش تمیز است ولی سفیدش

کثیف است؟                                                  

 

3-آن چیست که چیستان است که همه آن را غلط

می نویسند؟                                                  

 

4-آن چیست که برگ دارد درخت نیست. چوب 

است اما هیزم نیست؟

 

5-آن چییت که با حرف می شکند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جواب:

1- نور

 

 

2-تخته سیاه

 

3- غلط

 

4- کتاب

 

5-سکوت

سوختن

سوختن:

سوختن واکنشی شیمیایی است که با تولید نور و گرما همراه است.

از همین رو انسان ها برای گرم کردن خود و خانه و به حرکت در 

آوردن وسایل مختف چوب و گاز و بنزین و نفت زغال سنگ و...

را می سوزانند.

مثلث آتش:

همان طور که می دانید مثلث سه ضلع دارد و در در صورتی که

یکی از ضلع ها نباشد مثلث ساخته نمی شود.

برای سوختن باید حتما موارد زیر وجود داشته باشد.

1-گرما

2-ماده سوختنی

3-اکسیژن

در صورتی که هر یک از این سه مورد نباشد سوختن انجام

نمی شود. به همین دلیل برای خاموش کردن آتش کافی

است که یکی از ضلع ها را حذف کنیم.

راه های خاموش کردن آتش:

همان طور که گفتیم با حذف یکی از ضلع های مثلث

می توان آتش را خاموش کرد.

اگر کسی آتش بگیرد روی او پتو می اندازند( و تا سر حد

مرگ با چوب و چماق او را می زنند) تا به آتش اکسیژن

نرسد و آتش خاموش شود.

اگر جنگل آتش بگیرد درختان در مسیر آتش را قطع می کنند

تا ماده سوختنی به آتش نرسد.

اگر چوب آتش بگیرد روی آن آب می ریزند تا گرما را از چوب

در حال سوختن بگیرند.

فرایند سوختن به شکل زیر است.

گرما و نور+کربن دی اکسید+بخار آب=اکسیژن +شمع

واکنش دهنده و فراورده

همان طور که مشاهده کردید زمانی که شمع با اکسیژن

 ترکیب می شود در واقع شمع با اکسیژن واکنش داده

است و به همین دلیل به آن واکنش دهنده می گویند.

 و در طرف دیگر معادله بخار آب و گاز کربن دی اکسید

را می بینید که فراورده ی سوختن هستند به همین دلیل

به آن ها فرآورده می گویند.

مهار آتش:

ما انسان ها برای اینکه از انرژی آزاد شده از طریق

سوختن استفاده کنیم باید آن را مهار کنیم وگرنه

مثلا در هنگام پختن غذا، غذا می سوزد.

اگر کنترل آتش از دست ما خارج شود خسارات

زیادی را به وجود می آورند. برای مثال سوختن 

آتش سوزی در جنگل ها مزارع و کارخانه ها.

 

 

از خوانندگان گرامی تقاضا می شود که اگر نظر

یا پیشنهاد یا انتقادی دارند در قسمت نظرات با ما

در میان بگذارند. لطفا ما را از نظرات پر مهر خود 

محروم نگردانید.   

                               شب و روزگار خوش

         

فعل ربطی

فعل

کلمه ای است که انجام کار یا روی دادن حالتی را نشان می دهد و شخص

شمار و زمان دارد. فعل جمله را کامل می کند خود فعل به تنهایی یک جمله

محسوب می شود. در شعر ها فعل ها می توانند اول ، وسط یا آخر باشند.

فعل ها به دو دسته اسنادی(ربطی) و غیر اسنادی(خاص) طبقه بندی 

می شوند. هیچ فعلی وجود ندارد که نه اسنادی باشد و نه غیر اسنادی.

فعل اسنادی: فعلی است که حالتی یا عنوانی را به چیزی یا کسی ربط

می دهد. به همین سبب به آن فعل ربطی نیز می گویند. افعال اسنادی

عبارتند از: است ، بود ، شد ، گشت و گردید. اگر فعلی یکی از این ها نبود

فعل اسنادی(ربطی) نیست بلکه فعل غیر اسنادی(خاص) است.

نکته: اگر گشت و گردید به معنای دور زدن ، جست و جو کردن و چرخیدن

باشد فعل خاص است.

مثال: علی دنبال کتاب گشت.                      جست و کردن.    غیر اسنادی

مثال: زمین به دور خورشید می گردد.          دور زدن.            غیر اسنادی

مثال: او دیوانه است.                                                          اسنادی

مثال: محمد خوشحال گردید.                                               اسنادی

نکته:است و بود اگر به معنای وجود داشتن باشند فعل غیر اسنادی اند.

مثال:مداد در کیفم است.                          وجود داشتن.  غیر اسنادی

مثال: محمد در خانه بود.                          وجود داشتن.  غیر اسنادی

مثال: فکری در ذهنم است.                        وجود داشتن.  غیر اسنادی

مثال: او خوشحال است.                                      اسنادی

نکته:  شد اگر به معنی رفتن باشد فعل خاص است.

مثال: وارد شهر شد.                                            غیر اسنادی

مثال: او در خانه شد.                                          غیر اسنادی

مثال: او وارد اتاق شد.                                        غیر اسنادی

فعل غیر اسنادی: در صورتی که فعلی اسنادی نباشد غیر اسنادی

است. راه دیگری که با آن می توان فهمید که فعل اسنادی است یا

نه پیدا کردن کردن مسند در آن است. در صورتی که در آن مسند 

بود فعل اسنادی است و اگر نشد در آن مسند بگذاریم فعل ما

غید اسنادی است.

مسند:

برای پیدا کردن مسند در جمله از دو سؤال استفاده می کنیم.

چجور و چطور

مثال: هوا گرم است.                           هوا چطور است؟ گرم

مثال: علی خوشحال است.                  علی چجور است؟ خوشحال

 

 

 

      

از خوانندگان گرامی تقاضا می شود ما را از نظرات پر مهر خود 

محروم نگردانند و در صورتی که سؤال ، پیشنهاد یا انتقادی دارند

با ما در میاد بگذارند.

                                    شب و روزگار خوش

حمید رضا عسگری

حمید رضا عسگری مربی تنیس روی میز شهرستان آبدانان.

او با تمام موانع و سد هایی که سر راه بود تنیس روی میز

را انتخاب کرد چرا چون این مربی دلسوز بچه هایی را می دید

که رشته تنیس روی میز را دوست داشتند اما امکاناتی در این

زمینه نداشتند. من خودم او را بهترین مربی جهان می دانم.

تقدیم به آقای خوبی ها حمید رضا عسگری

اگر روزی از شما پرسیدند بهترین مربی جهان کیست بگویید

حمید رضا عسگری 

چون در واقع شا دارید صد در صد راست می گویید

 

 

ادامه نوشته

هوازدگی

هوازدگی چیست؟

هوازدگی مجموعه ای از فرایند های است که نتیجه آن تجزیه 

سنگ ها و کانی ها به صورت فیزیکی و شیمیایی است. دلیل

اینکه تجزیه سنگ ها و کانی ها را هوازدگی می نامیم آن است

که آب و هوا در در تجزیه سنگ ها و کانی ها نقش اساسی دارد

انواع هوازدگی:

هوازدگی سه نوع دارد.

هوازدگی فیزیکی

به صورت خلاصه هوازدگی فیزیکی به معنای تکه تکه شدن سنگ ها

است. برای مثال زمانی که آب درون شکاف سنگ ها راه می یابد و

یخ می زند حجمش 10 درصد افزایش می یابد و فضای بیشتری هم

می خواهد به همین دلیل سنگ را می شکند تا برای خود جا باز کند 

جالب است بدانید که مهم ترین عامل هوازدگی فیزیکی، یخ زدن آب در

شکاف سنگ هاست. زمانی که آب یخ می زند بین مولکول های آب پیوند

های هیدروژنی به وجود می آورد و همین باعث می شود که آب حتی در

سخت ترین سنگ ها جا باز کند و حتی سخت ترین سنگ ها را تکه تکه کند

و باعث هوازدگی آنان شود.

هوازدگی شیمیایی

زمانی که سنگ ها دچار تغییر شیمیایی شده و تغییر کنند می گوییم

که آن سنگ ها دچار هوازدگی شیمیایی شده است. هوازدگی شیمیایی

معمولا در جاهایی رخ می دهد که آب و دما مناسب باشد. تمام 

کانی ها دچار هوازدگی شیمیایی نمی شوند برای مثال کانی کوارتز

دچار هوازدگی شیمیایی نمی شود. کانی هایی که سیلیکاتی هستند

در مقابل هوازدگی شیمیایی آسیب کمی می بینند.انواع هوازدگی

شیمیایی عبارتند از: 1-انحلال2-اکسید اسیون3-کربنانه شدن

4-هیدرولیز5-هیدراته6-هیدروتاسیون

هوازدگی زیستی

این نوع هوازدگی به وسیله موجودات زنده به وجود می آید. یعنی

خود موجودات زنده سبب ایجاد هوازدگی زیستی می شوند.

هوازدگی زیستی به دو روش فیزیکی و شیمیایی تقسیم می شود.

 بعد از هوازدگی چه اتفاقی می افتد؟

زمانی که سنگ ها دچار هوازدگی شدند به ذرات ریزی تبدیل 

می شوند که به راحتی جا به جا می شوند. زمانی که مواد هوازده

از سطح زمین جا به جا شوند فرسایش به وجود می آید. این 

فرسایش را آب و باد به وجود می آورند.

چرخه سنگ چیست؟

زمانی که سنگ ها دچار هوازدگی می شوند آنقدر ریز شده اند که آب 

رود ها بتوانند به راحتی هر چه تمام تر آن ها را با خودشان ببرند.

این ذرات آخر سر به دریا ها و دریاچه ها می ریزند و ته نشین 

می شوند و با گذشت سال های بسیار طولانی سنگ های رسوبی

به وجود می آیند و باز دچار هوازدگی می شوند و این چرخه تا

ابد ادامه پیدا می کند.

لطیفه های عبید زاکانی

همه لباس ها

پادشاهی در زمستانی بسیار سرد از راهی می گذشت. درویشی

را دید که تنها یک لباس نازک در تن دارد. به او گفت: ای مرد

با یک پیراهن در این سرما نمی میری؟ من با این همه لباس که

در تنم دارم می لرزم.

درویش پاسخ داد: همان کار را بکنید که من کرده ام.

پادشاه : مگر تو چه کار کرده ای؟

درویش پاسخ داد: همه لباس هایم را بر تن کرده ام!

********************************

تب و گردن

طبیبی به عیادت حاکم که بیمار بود رفت که بسیار ستمگر

بود. پرسید ای حاکم تو را چه شده؟

حاکم ناله ای کرد و گفت:گه گاهی تبم می گیرد و گردنم درد می کند

شکر خدا چند روز است که تبم شکسته است اما گردنم درد می کند.

طبیب گفت: نگران نباش که به امید خدا گردنت هم همین روز ها

می شکند.

********************************

چوب های سقف

کسی خانه ای اجاره کرد. چوب های سقف سر و صدای بسیار

زیادی می کردند.

روز بعد به صاحب خانه گفت: سقف خانه نیاز به تعمیر

دارد چون چوب ها صدا می کننند.

صاحب خانه گفت: چوب های سقف ذکر خدا می کنند.

ِگفت: می ترسم این ذکر به سجود بینجامد.

**********************************

شب و روز

دزدی در شب تاریک به خانه درویشی رفت. صاحب خانه از

خواب بیدار شد و دید دزد جست و جو می کند.

پس گفت: ای نادان آن چیزی که تو در این شب تاریک دنبالش

می گردی ما در روز گشتیم و پیدا نکردیم.

*********************************

جبرییل چه گفت؟

مرد فقیری ادعای پیامبری کرد. او را پیش شاه بردند. شاه

گفت:مغز این مردک بیچاره از گرسنگی خشک شده است. 

بر بدنش لباس های گرانبها بپوشانید و غذا های خوب

و شربت های گوارا به او بدهید. که دیگر پرت پلا نگوید.

او را بردند و از فرمان اطاعت کردند. تا روزی شاه او را

یاد کرد و مرد را آوردند و شاه رو به مرد گفت: آیا جبرییل

نزد تو می آید؟ مرد گفت: آری

پادشاه که بسیار تعجب کرده بود گفت: به تو چه گفت؟

مرد گفت: می گویید جایی نوکو نصیبت شده است که هیچ

پیامبری در چنین ناز و نعمتی نبوده است. فرمان خداوند 

این است که تا آخر عمر آنجا بمانی و بیرون نروی.

***************************************

جمعی از مردم شهری به جنگ شهر دیگری رفته بودند و 

هر کدام سر یکی از افراد دشمن را بر سر نیزه ای زده بودند

و با خود می آوردند تا نشانه شجاعت و پیروزی آن ها باشد

مردی در این میانپای بریده ای را بر نوک نیزه زده و با خود

می آورد مردم شهر از او پرسیدند این را چه کسی کشته است

گفت: خودم گفتند پس چرا سرش را با خودت نیاوردی؟

گفت: تا من به خودم بیایم سرش را برده بودند.

*************************************

قیمت لباس

دزدی لباسی را دزدید و به بازار برد تا آن را بفروشد در بازار

لباس او را دزدیدند. در راه برگشت رفیقش به او گفت لباس

را چند فروختی؟ گفت: به همان قیمت که خریده بودم.

**************************************

فقیری در خانه ای رفت و کمک خواست. صاحب خانه

او را دشنام داد و براند. فقیر گفت: حال که چیزی ندادی

چرا دشنام می دهی؟ صاحب خوانه گفت: دوست ندارم

دست خالی روانه ات کرده باشم.

تست نبوغ

ممکن است برای بسیاری از شما این سؤال پیش آمده باشد

 

که من تا نابغه شدن چه قدر فاصله دارم و یا من من می توانم

نابغه شوم. به همین دلیل ما برای شما تستی در نظر گرفته ایم

که با جواب دادن به آن می توانید نبوغ خود را اندازه بگیرید!

سؤالات:

1-آیا در شهری که شما زندگی می کنید کتاب خانه ای هست که

شما از آن استفاده کنید؟

2-آیا در خانواده شما کسی دارای مدرک عالی هست که شما 

بتوانید سؤالات خود را از او بپرسید؟

3-آیا در محیط زندگیتان پارکی وجود دارد که شما از آن برای

آرامشتان استفاده کنید؟

4-آیا در کلاس های فوق برنامه شرکت می کنید؟

************************************

5-کدام کلمه با بقیه ناهماهنگ است؟

1)آرزو.              2)ثروت.              3)هجرت.             4)آبادی

6-عدد بعدی این الگو را بیابید.

1-2-4-7-11-16 عدد بعد از شانزده را بیابید.

********************************

7-در روستایی دور خانواده ای زندگی می کردند که روستایی

کوچک تر پسر روستایی بزرگ تر است اما روستایی بزرگ تر

پدر روستایی کوچک تر نیست آن ها با هم چی نسبتی دارند؟

8-چگالی یک کیلو پنبه بیشتر است یا یک کیلو آهن؟

*******************************

9-راه هایی برای محافظت از ثروت خود بگویید.

10-راه هایی برای گم نکردن خودکار یا مداد بدهید.

*******************************

11-آیا تمام کتاب هایی که در منزل دارید تا آخر خوانده اید؟

12-آیا برنامه ای داشته اید که بیشتر از سه سال طول بکشد؟

******************************

پاسخ:

 

 

1 تا 4 به هر بله یک امتیاز بدهید.

5-گزینه 4 چون از بقیه گزینه ها یک کلمه بیشتر دارد. در صورت

جواب درست سه امتیاز بدهید.

6-جواب صحیح 22 است در صورت پاسخ صحیح 4 امتیاز بدهید.

7- مادر و فرزند. در صورت پاسخ صحیح 2 امتیاز دارد.

8-آهن. در صورت پاسخ صحیح 1 امتیاز بدهید.

9و10 به هر پیشنهاد یک امتیاز بدهید.

11 و 12 به هر خیر یک امتیاز بدهید.

*************************************

اگر امتیاز یک تا چهار دارید راهی طولانی برای نابغه شدن دارید.

اگر امتیاز چهار تا ده دارید توانایی نابغه شدن در شما هست و باید از 

آن استفاده کنید.

اگر امتیاز ده تا پانزده دارید نابغه شدن در چند قدمی شما قرار دارد.

اگر امتیازتان از پانزده بیشتر است شما یک نابغه هستید فقط باید 

تلاش کنید.

لطفا ما را از نظرات پر مهرتان محروم نگردانید.

 

نیم کره های مغز

نیم کره های مغز کار های زیادی می کنند. که از جمله آنان می توان به:

1-یادگیری چه از از تجربه باشد چه از مطالعه کتاب.

2-سخن گفتن چه زبان مادری و چه دیگر زبان ها.

3-حل مسأله که دانشمندان بیشتر از همه از این توانایی استفاده می کنند.

قبل از آن باید بگویم که مغز از قند و فسفر و چند ماده تشکیل شده است

اما بسیار توانایی در اختیار ما قرار می دهد. نیم کره های مغز از چهار

قسمت تشکیل شده اند:

1-قسمت پیشانی که در جلوی سر ما قرار دارد.

2-قسمت پس سری که در پشت سر قرار دارد.

3-قسمت آهیانه که در بین در قسمت پیشانی و پس سری قرار دارد.

4-قسمت گیج گاهی که در وسط مغز قرار دارد.

همچنین نیم کره های مغز با هم همکاری می کنند یعنی نیم کره ی

چپ کار نیم کره راست را کنترل می کند و نیم کره راست کار نیم کره

چپ را کنترل می کند.

نیم کره های مغز را می توان تقویت کرد تا جایی که اگر یک بار کتاب

1432 صفحه ای را رو خوانی کنید به طور کامل آن را یاد می گیرید 

و حفظ می کنید.

از خوانندگان گرامی تقاضا می کنیم تا در صورتی که سؤالی در ذهن

دارید حتما بپرسید و لطفا ما را از نظرات زیبای خود محروم نگردانید.

داستان بهلول و هارون

روزی بود روزگاری بود در دوران حاکمیت هارون خلیفه عباسی 

بهلول زندگی می کرد.

هارون در کاخ پر زرق و برق خود نشسته بود و حوصله اش سر 

رفته بود.

در آن زمان بهلول به قصر هارون رفت و با سلامی گفت گویی

بین او و هارون شروع شد:

هارون: سلام بر تو ای بهلول تو سال های زیادی است که به قصر

ما سر می زنی حال از من چیزی بخواه تا به تو ببخشم.

بهلولِ:بسیار متشکر من نگران گناهانم هستم از شما می خواهم گناهان

مرا ببخشید چون می ترسم در روز قیامت باعث عذابم شوند.

هارون: ای بی عقل من که خدا نیستم که گناهان تو را ببخشم تازه من

خودم هم نمی دانم در روز قیامت چه بر سرم می آید. چیز دیگری بخواه

بهلول:ای خلیفه من زود بیمار می شوم از شما می خواهم بیماری ها

را از من دور کنید.

هارون با ناراحتی پاسخ داد: این کار هم از من ساخته نیست چیز

دیگری بخواه.

بهلول: ای خلیفه ی بزرگ شما بسیار قدرتمندید و ارتش و تجهیزات

بسیار گسترده ای را دارا هستید و تمام مردم فرمانبردار شما هستند. وقتی

من می خواهم استراحت کنم پشه ها و مگس ها مرا اذیت می کنند از

شما می خواهم به آن ها دستور دهید با من کاری نداشته باشند.

هارون که بسیار عصبانی شده بود با صدای بلندی گفت:ای نادان

این ها چیست که از ما می خواهی چرا چیز هایی را می خواهی

که انجامشان برای هیچ کس ممکن نیست؟

بهلول: شما که زورتان به پشه ای نمی رسد چه توقعی می توان از

شما داشت؟

هارون: نگهبانان او را از قصر بیرون بیندازید.

بهلول: ای خلیفه خودم می روم نیازی نیست نگهبابانتان را خسته

کنید.

سپس از قصر بیرون رفت. خلیفه هم در فکر بود.

به همین دلیل به وزیرش گفت: آیا راهی برای دور کردن پشه ها 

وجود دارد؟

وزیر در جواب گفت:خیر ای خلیفه ی بزرگ.

هارون باز گفت راهی برای دور کردن بیماری ها هست.

وزیر گفت: اگر راهی بود ما کاری می کردیم که شما بیمار نشوید.

هارون با خشم گفت: پس چه کاری از من ساخته است؟

وزیر گفت: پشه کشی به دست بگیرید و پشه ها را بکشید.

خزندگان چه جانورانی هستند؟

مارها سوسمارها کروکدیل ها و لاک پشت ها همه نمونه ای از خزندگان هستند

خزندگان اسکلتی از جنس استخان و پوستی پوشیده از پولک دارند بیشتر آنان

تخم گذار هستند و در خشکی تخم می گذارند اما برخی از آن ها بچه می زایند

خزندگان در خشکی و دریا و در بیشتر جاهای کره زمین زندگی می کنند اما

آن ها را نمی توانید در قطب ها پیدا کنید چون سر ما را دوست ندارند.

شعر گِل و گُل

گِلی خوشبوی در حمام روزی      رسید از دست محبوبی به دستم

بدو گفتم که مشکی یا عبیری      که از بوی دلاویز تو مستم

بگفتا من گِلی نا چیز بودم            و لیکن مدتی با گُل نشستم

کمال همنشین در من اثر کرد         وگرنه من همان خاکم که هستم

جهت های جغرافیایی به انگلیسی

شمال:north

جنوب:south

شرق:east

غرب:west

مرکز:center

                                              با سپاس از شما

عید شما مبارک

عید مبعث را به تمامی شما تریک عرض می کنم.

تونل گدازه چیست؟

تونل گدازه غاری است که با گدازه شکل گرفته است گدازه مواد مذابی است

که از دهانه آتش فشان فوران می کند هنگامی که مواد مذاب به سوی کوه پایه

جاری می شود لایه های بیرونی آن سرد و سخت می شود و به صورت یک

پوسته جامد در می آید این در حالی است که لایه های درونی همچنان مایع

و جاری است اگراین گدازه روان از آن جا بیرون برود غار تونل مانندی به وجود می آید.

چه کسی تقویم میلادی را اختراع کرد؟

بیش از دو هزار سال پیش یکی از فر مان روایان رومی به نام ژولیوس سزار تقویم

میلادی امروزی را اختراع کرد او هر سال را 365 روز در نظر گرفت و آن ها را در 12 ماه

دسته بندی کرد از آن روز گار تقویم میلادی بسیار اندک تغیر کرده است.

دانشمندان چه کار می کنند؟

یکی از نخستین کار هایی که دانشمندان انجام می دهند پرسیدن است

سپس با مشاهده دقیق چیز ها و آزمایش فرضیه هایشان سعی می کنند

به پرسش ها پاسخ دهند به این روند روش علمی می گویند ولی همیشه

این گونه نیست یعنی گاهی هم شکست می خورند

زنگ آفرینش

صبح یک روز نو بهاری بود                روزی از روز های اول سال

بچه ها در کلاس جنگل سبز            جمع بودند دور هم خوش حال

بچه ها گرم گفت و گو بودند             باز هم در کلاس غوغا بود

هر یکی برگ کوچکی در دست        باز انگار زنگ انشا بود

تا معلم ز گرد راه رسید                  گفت با چهره ای پر از خنده

باز موضوع تازه ای داریم                  آرزوی شما در آینده

شبنم از روی برگ گل بر خاست       گفت می خواهم آفتاب شوم

ذره ذره به آسمان بروم                   ابر باشم دوباره آب شوم

دانه آرام بر زمین غلتید                   رفت و انشای کوچکش را خواند

گفت باغی بزرگ خواهم شد            تا ابد سبز سبز خواهم ماند

غنچه هم گفت گر چه دل تنگم          مثل لبخند باز خواهم شد

با نسیم بهار و بلبل باغ                   گرم راز و نیاز خواهم شد

جوجه گنجشک گفت می خواهم       فارغ از سنگ بچه ها باشم

روی هر شاخه جیک جیک کنم          در دل آسمان رها باشم

جوجه کوچک پرستو گفت                 کاش با باد رهسپار شوم

تا افق های دور کوچ کنم                   باز پیغبمر بهار شوم

جوجه های کبوتران گفتند                 کاش می شد کنار هم باشیم

توی گلدسته های یک گنبد               روز و شب زائر حرم باشیم

زنگ تفریح را که زنجره زد                  باز هم در کلاس غوغا شد

هر یک از بچه ها به سویی رفت        و معلم در باره تنها شد

باخودش زیر لب چنین می گفت       آرزو هایتان چه رنگین است

کاش روزی به کام خود برسید           بچه آرزوی من این است

نماد سکه در سفره هفت سین

سفره هفت سین سفره ای است که ما ایرانی ها در ایام عید پهن می کنیم

که دارای هفت تا چیز هست که با سین شروع می شوند مانند سبزه و 

سیر و سنجد و سماق و سکه و ...  نماد سکه در سفره هفت سین این

است که (ای اهورا مزدا ما از تو خواهشمندیم که رزق و روزی در خانه

ما را زیاد گردانی)

ماهی های عید از کجا می آیند؟

با سلام همه ما ماهی های عید را دیده ایم که در تنگ

بلور این ور و آن ور می روند و رنگ های متفاوتی دارند.

این ماهی ها از کجا می آیند؟

این ماهی ها در شمال هستند و در چندین سیلو نگهداری

می شوند.

وقتی آهسته آهسته بهار می شود و نوروز را نزدیک می گرداند

این ماهی فروشان ماهی های خود را در دبّه هایی به تعداد مساوی

می ریزند و به شهر های مختلف می فروشند و سود میکنند.

امّا این ماهی های کوچک و نازی که شما می خرید بچه هایی

بیش نیستند که تازه از تخم در آمده اند.

اگر دوست دارید ماهی های عیدی که می خرید تخم گذار

شوند باید حداقل به یک متری برسند.

بعد از آن باید منتظر بمانید در فروردین و اردیبهشت

ماهی شما 200 تا 300 هزار تخمی بگذارد.

بعد یک هفته صبر کنید ماهی ها از تخم بیرون بیایند.

لطفاً ما را از نظرات پر مهر خود محروم نگردانید.

نوروز 1397

با سلام و عرض ادب خدمت خوانندگان گرامی.

نوروز را خدمت شما تبریک می گوییم.

تنها از شما یک خواهش داریم که اگر آن را انجام دهید

لطف بزرگی به طبیعت دل نواز کرده اید.

اگر می شود ماهی عید نخرید اگر هم می خرید بیشتر 

از یکی نخرید چون این ماهی های زبون بسته گنا دارن

 

 

جیوه

جیوه یکی از فلزات است که دارای خاصیت هایی نظیر

سنگینی،نقره ای رنگ، حالت مایع و سمی بودن است.

یکی از ویژگی های عجیب جیوه این است که رسانایی 

گرمایی بسیار ضعیفی دارد امّا رسانای خوبی برای 

الکتریسیته است.جیوه با آنکه به حالت مایع است

امّا چگالی بالایی دارد چگالی این فلز 13.6 گرم بر سانتی متر

مکعب می باشد.

جیوه در دماسنج هایی به کار می رود که دما های بالا را 

اندازه گیری می کنند چون دمای جوش جیوه 357 درجه 

سانتی گراد است. امّا به هر حال دمای انجماد جیوه منفی

39 درجه سانتی گراد است.                                        

همان طوری که گفته شد جیوه چه در حالت مایع و چه در حالت

گاز باشد سمی است و به راحتی از طریق پوست و تنفس وارد

بدن ما می شود.

اگر جیوه وارد بدن ما شود باعث ضایعات مغزی می شود 

که هر کس در گذشته جیوه خورد تا عمر همیشگی یابد

روحش به ملکوت ها رفت.

.......................................................................................

خوانندگان گرامی لطفاً ما را از نظرات پر مهر خود محروم نگردانید.

تمدّن

تمدن ها مکان هایی هستند که از طریق یک حکومت اداره می شوند و خط و قوانین مقررات

مخصوص به خود را دارند. هر تمدن باید با تمدن دیگر فرق داشته باشد.

هزاران سال پیش که انسان ها غار نشین بودند و برای محافظت از خود در غار ها زندگی

می کردند غذای خود را از گردآوری خوراک و شکار حیوانات به دست می آوردند.

سپس انسان ها بعد از بارش باران و پس از چند روز متوجه شدند جایی که دانه های

گیاهان را می ریختند سبز شده و خود میوه ی همان درخت یا بوته را داده است.

بعد از این کشاورزی را یاد گرفتند. از آنجا که گیاهان برای رشد و نمو به آب نیاز دارند

انسان ها مجبور شدند کنار رود ها و چشمه های دائمی خانه هایی بسازند 

اینگونه پیش رفت که خانه ها افزایش پیدا کردند تا اینکه اولین روستا ها به وجود آمدند

آهسته آهسته دیگر غذا به اندازه کافی برداشت و ذخیره می شد برای همین

دیگر همه ی افراد مجبور به کار کشاورزی نبودند برای همین انسان ها به

کار های دیگری پرداختند و در آن ها مهارت پیدا کردند. سال ها گذشت تا

اینکه جمعیت برخی سکونت گاه ها افزایش پیدا کرد تا اینکه شهر ها به وجود

آمدند که با حکومتی اداره می شدند. آهسته آهسته داد و ستد افزایش پیدا کرد تا

اینکه مردم برای انجام انجام محاسبات خود خط را اختراع کردند.

اینگونه پیش رفت تا اولین تمدن های بشری پدید آمدند.

یک تمدن برای شکل گیری باید شش ویژگی کلی داشته باشد که در تصویر می بینید.

همان طوری که در تصویر می بینید برای تشکیل یک تمدن باید شش عامل

حیاتی وجود داشته باشند:

1-حکومت                                                                                  

2_خط                                                                                           

3-عقاید مذهبی

4-معماری

5-تقسیم کار

6-قوانین و مقررات

..............................................................................................................................

خواننده گرامی خواهشمندیم ما را از نظرات پر مهر خود محروم نگردانید.

روش های انتقال گرما

به طور کلی گرما از سه روش انتقال پیدا می کند که عبارتند از

همرفت ، رسانش ، تابش

همرفت:

آیا تا کنون فکر کرده اید چرا باد به وجود می آید؟

آیا دانسته اید چرا بخاری را در پایین و کولر را در بالا قرار می دهند؟

یا چرا آب با اجاق گرم می شود؟

همه این ها زیر سر همرفت می باشد.

برای اینکه خوب مطلب را متوجه بشوید سعی کرده ام

داستانی در این رابطه ذکر کنم:

روزی بود روزی بود زیر گنبد کبود پسری بود که دوست

داشت بفهمد دلیل اصلی اینکه باد بوجود می آید چیست؟

رفت از همه اهالی محل پرسید ولی کسی بلد نبود تا 

اینکه رفت پیش فیزیکدان بزرگی که از او بپرسد.

پسر وقتی این سؤال را از فیزیکدان پرسید فیزیکدان از

خنده سکته کرد و پسر مجبور شد کتابی در این رابطه بخرد

وقتی این کتاب را خرید متوجه شد که همرفت باعث این

پدیده شده است اما همرفت چیست خدا می داند او خودش

با انجام آزمایش ها و علت و معلول کردن به این نتیجه 

رسید که عامل اصلی به وجود آمدن همرفت اختلاف چگالی

می باشد. همچنین متوجه شد جریان همرفت فقط در مایعات و

 گاز ها امکان پذیر است و در جامدات امکان پذیر نیست.

چون چگالی مایع یا هوای گرم کمتر از هوای سرد است وقتی

ظرف آبی را روی اجاق قرار می دهیم ته ظرف گرم شده و

آبی که در پایین ظرف قرار دارد گرم می شود و آب گرم

بالا آمده و آب سرد به پایین می آید و گرم می شود و

به بالا می رود و این عمل تا بخار شدن کامل آب ادامه پیدا

می کند.

پس از این داستان متوجه می شویم که برای بوجود آمدن

همرفت سه شرط لازم است که عبارتند از:

1-اختلاف دما وجود داشته باشد.

2-جسم گرم پایین و جسم سرد بالا باشد تا جای هم را بگیرند.

3-مایع یا گاز باشد

رسانش:

زمانی که اتم ها به هم برخورد کرده و گرما را انتقال می دهند

رسانش اتفاق افتاده است.

یکی بود یکی نبود پسری بود می خواست کباب کوبیده درست

کند اما زمانی که سیخ ها را روی آتش گذاشت و به سیخ ها

دست زد دست کوچک و سفیدش سوخت و ناراحت شد و

با جست و جوی فراوان متوجه شد که رسانش باعث این

عمل شده است.

تابش:

تابش در واقع همان گرما و روشنایی است که یا استفاده از

نور اتفاق می افتد به همین دلیل از جا هایی که ماده هم 

نیست عبور می کند.

البته باید توجه داشت که چه اجسام گرم و چه اجسام سرد انرژی

خود را با استفاده از روش تابش انتشار می دهند فقط مقدارش

فرق دارد مثلاً خورشید انرژی تابشی بیشتری نسبت به آتش منتشر

می کند.

خواننده گرامی لطفاً ما را از نظرات پر مهر خود محروم نگردانید.

آلیاژ

آلیاژ چیست؟

آلیاژ ها محلولی جامد در جامد محسوب می گردند. برای اینکه

آلیاژی صورت بگیرد باید حتماً فلزی در محلول آلیاژ وجود داشته باشد.

برای مخلوط کردن آلیاژ ها با هم باید ابتدا فلز ها را به صورت مایع

در آورد و سپس آن فلز ها را در هم بریزند.

انواع آلیاژ:

از آنجا که آهن پر کاربرد ترین فلز است آلیاژ ها را به دو دسته آهنی

و غیر آهنی تقسیم می کنند.

آلیاژ فولاد:

اجزای تشکیل دهنده ی این آلیاژ آهن و کربن است.

آلیاژ فولاد زنگ نزن:

اجزای تشکیل دهنده ی این آلیاژ آهن,کربن,نیکل و کروم است.

آلیاژ چدن:

اجزای تشکیل دهنده ی این فلز آهن و کربن به مقدار زیاد است.

آلیاژ های غیر آهنی:

برنز.............................................................مس و قلع

برنج...........................................................مس و روی

مفرغ......................................................مس و روی و قلع

ورشو...................................................مس و نیکل و روی

طلای زینتی..........................................طلا و مس و نقره

دور آلومین...........................................آلومینیم و مس

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کاربران و خوانندگان گرامی اگر مطلب بالا را خوانده و درک

کردید ما را از نظرات محبّت آمیز خود محروم نگردانید.

اگر هم سؤالی برای شما پیش آمد حتماً در قسمت نظرات 

بپرسید.

بمب هیدروژنی

    بمب هیدروژنی بمبی است قوی تر از بمب اتمی که نتیجه

تبدیل چهار اتم هیدروژن به یک اتم هلیم می باشد.

     تنها کشوری که دارای این نوع بمب است آمریکا می باشد که

تا کنون از این نوع بمب استفاده نکرده است.

     این نوع واکنش را هم جوشی می نامیم چون چند اتم به

یک اتم تبدیل می شوند و در واقع اتم ها به هم جوش خورده

و گرما و نور آزاد می کنند.

     از هم جوشی تنها در بمب استفاده می شود چون گرمای 

حاصل از هم جوشی با وسایل امروزی قابل مهار شون نیست.

     این نوع واکنش را در خورشید نیز می بینیم که باعث شده 

است دمای درون خورشید پانزده میلیون درجه و دمای سطح

آن به 5500 درجه سانتی گراد نیز برسد.

     بمب هیدروژنی نوعی از سوخت های هسته ای است

و بسیار بسیار مخرب می باشد.

     انرژی+یک اتم هلیم=چهار اتم هیدروژن

     خوانندگان محترم خواهشمندیم ما را از نظرات پر مهر

خود محروم نگردانید و اگر سؤالی دارید بپرسید.

سنگ مرمر

سنگ مرمر سنگی از نوع دگرگون شده می باشد که قیمتی 

و زیبا است. دلیل زیبایی این سنگ و حالت ها و رنگ های

زیبای این سنگ به دلیل وجود آلومینیم در این سنگ است

اگر در سنگ مرمر آلومینیم نباشد این سنگ به صورت سفید

خود را نشان می دهد.

این سنگ به صورت وسیعی در کفپوش خانه ها و ساختمان ها

به کار می رود و یکی از این دلایل ماندگاری زیاد این سنگ

می باشد.

 منابع این سنگ در معادن می باشد.

سنگ مرمر در جوهر نمک از بین می رود پس هیچ وقت سنگ مرمر

را با جوهر نمک نشویید.

سنگ مرمر با رنگ های متفاوت وجود دارد.

گوگرد

گوگرد عنصری است نافلز با رنگی زرد که در دهانه آتشفشان های

خاموش و نیمه فعال می توان آن را یافت. این نافلز دارای ملوکول های

هشت اتمی می باشد و چگالی کمتری نسبت به آب دارد به همین

دلیل است که روی آب شناور می ماند.این ماده شکننده است یعنی

اگر با چکش به این نا فلز ضربه وارد کنیم خرد شده و می شکند 

نام دیگر گوگرد سولفور می باشد که نماد شیمیایی آن s است.

و در آخر نیز عدد اتمی این کانی شانزده است.

 

منابع تجدید پذیر

بعضی از منابع که به منابع تجدید پذیر موسوم اند هیچ گاه 

تمام نمی شوند و به طور مداوم جایگزین می شوند و تعدادشان

بسیار زیاد است بذای مثال: انرژی خورشیدی و انرژی بادی و

انرژی موج های دریا و...

انرژی خورشیدی:

در خورشید واکنش هایی رخ می دهد که هر کدام مقدار قابل توجهی 

انرژی آزاد می کنند و این انرژی ها به صورت نور و گرما به سطح

زمین می رسند.

انرژی خورشیدی در بخش مرکزی آن تولید می شود دمای مرکز

خورشید چند میلیون و دمای سطح آن حدود 5500 درجه ی

سانتی گراد است.

منشأ تولید انرژی در خورشید و دیگر ستارگان نیز نوع دیگری

فرایند هسته ای است و به طوری صورت می گیرد که مدت

زمان بیشتری طول می کشد تا تمام شود.

صفحه های خورشیدی که انسان ساخته است برای تولید 

انرژی الکتریکی به کار می روند که می توان از آن ها در 

ماشین حساب ها و ماهواره ها و چراغ های راهنما و رانندگی

استفاده نمود.

صفحه های خورشیدی امروزی تنها می توانند یک پنجم و یا همان

بیست درصد انرژی نور خورشید را به انرژی الکتریکی تبدیل نمایند.

در نیرو گاه خورشیدی شیراز 48 جمع کننده خورشیدی وجود دارد

که سطح آن ها همچون آینه بسیار صیقلی است لوله ای پر از روغن

در جهت این جمع کننده ها قرار داده شده است. نور خورشید پس 

از بر خورد به این جمع کننده ها بازتاب پیدا کرده و به لوله روغن

برخورد می کند و انرژی گرمایی حاصل از گرمای روغن به دست 

می آید و وارد سیم های برق می شود.

یکی دیگر از وسایل خورشیدی آبگرم کن خورشیدی است که 

لوله های تیره رنگی دارد و وقتی هم که نور خورشید به این

لوله ها برخورد می کند باعث داغ شدن آب این لوله ها می شود

و دمای آب بالا رفته و به 60 تا 70 درجه سانتی گراد می رسد.

انرژی مورد نیاز ایستگاه بین المللی فضایی از طریق هشت جفت

صفحه خورشیدی تأمین می شود که مساحت هر صفحه 375

متر مربع است. با چرخش این ایستگاه به دور زمین صفحه های

خورشیدی به گونه ای جهت گیری می کنند تا ماهواره ها رو به 

خورشید باشند تا بتوانند بیشترین مقدار انرژی الکتریکی را تولید

کنند و از آن استفاده کنند.

انرژی باد:

بشر از هزاران سال پیش انرژی باد را به کار گرفت است.

 باد همان هوای در حال حرکت است که باعث به حرکت در 

آمدن توربین های بادی شده و برق را به وجود می آورد.

ستارگان

شب ها اگر به آسمان بالای سرتان نگاه کنید ستاره ها را می بینید.

اما در روز آن ها را نمی بینید چون آسمان بسیار روشن است ولی

آن ها وجود دارند و کار خود را می کنند.

معمولا وقتی به ستاره ها نگاه می کنیم به نظر می رسد به ما 

چشمک می زنند بعضی افراد فکر می کنند ستاره ها چشمک زده و

می خواهند آرزوی خودتان را برای آن ها تعریف کنید اما در واقع

اینگونه نیست در اصل نور آن ها وقتی می خواهد به زمین برسد

می شکند و بریده بریده به چشم ما می رسد و گویی چشمک 

می زند اگر در ماه باشید ستاره ها چشمک نمی زند چون جوی وجود

ندارد. ستاره ها در آسمان مانند چراغ ها و یا فانوس هایی هستند 

که کارشان روشن کردن است.

اگر به آسمان بنگرید خواهید دید که همه ی ستاره ها در پهنه ی 

آسمان به آرامی از مشرق به مغرب حرکت می کنند اما آنها در 

واقع به این صورت هرکت نمی کنند زمین شکلی مانند توپ دارد

و چون در هر 24 یکبار به طور کامل به دور خودش می گردد 

به نظر می رسد که آسمان حرکت می کند و همه ی ستاره ها را

همراه خود به گردش در می آورد و یا خورشید به نظر می رسد

که طلوع و غروب می کند. در واقع این ما هستیم که حرکت 

می کنیم ستارگان ثابت نیستند ولی چون از ما بسیار دور هستند 

در گروه یکسانی قرار دارد و هزاران سال پیش هم همین گونه در

همین گروه ها بوده اند حتی این ستاره هایی را هم که می بینیم 

وضعیت آن ها را در سال های پیش نشان می دهد.

مردمی که در گذشته دور زندگی می کردند برای گروه هایی از 

ستاره ها نام ها گذاشته بودند و داستان هایی ساخته بودند

این گروه ها را صورت های فلکی نامیده اند.

.................................................................................

.......................................................................

...........................................................

.............................................

.............................

................

.........

....

..

.

و در سخن آخر وقتی ستاره ای می میرد ابرنواختر به وجود می آید.

 

 

دانستنی های قلب

قلب تلمبه ای بسیار قوی است که می تواندهر سال حدود دو میلیون

لیتر خون را به جریان در می آورد در حالی که تنها 300 گرم جرم دارد

قلب با ضربان خود خون را با فشار به درون رگ ها و اندام ها می فرستد

و چون رگ ها به هم متصل می باشند خون دوباره به قلب باز می گردد

و این کار همیشه و تا پایان عمر ادامه دارد. یکی از وسایلی که با آن 

وسیله می شود به صدا تپ تپ قلب خود گوش کنید گوشی پزشکی

می گویند.قلب تلمبه ای ماهیچه ای و توخالی است و دارای چهار حفره

می باشد دهلیز در بالا و بطن در پایین. دهلیز به دو دسته دهلیز چپ و

دهلیز راست و بطن به بطن چپ و بطن راست تقسیم بندی می شوند.

بخش عمده ی قلب از نوعی بافت ماهیچه ای تشکیل شده است که به

آن ماهیچه قلبی می گویند درون حفره های قلب را بافت ماهیچه ای را

می پوشاند که در تشکیل دریچه های قلبی هم شرکت می نمایند.

یک دلیل وجود بافت پیوندی آن است که از قلب محافت شود. زمانی که ماهیچه

قلبی انبقاض پیدا می کند دارای انرژی پتانسیل کشسانی شده و دارای نیرویی

می شود که خون را وارد سدخرگ ها می کند.

سرخرگ ها خون را از قلب خارج کرده و به اندام ها می رساند و دارای خون

تمیز و اکسیژن دار است اما سیاهرگ بر خلاف سرخرگ خون را به قلب باز 

می گرداند و از اندام ها خارج می کند خون سیاهرگ ها دارای خون کثیف و

کربن دی اکسید دار است بزرگ ترین سرخرگ را آئورت و بزرگ ترین سیاهرگ

زبرین است. از آنجا که سلول ها بسیار کوچک اند باید رگ ها هم به اندازه 

معینی کوچک شوند برای همین مویرگ ها به وجود آمده اند که سلول ها از 

این رگ تغذیه می کنند خون از 55 درصد پلاسما و 45 درصد سلول های خونی

تشکیل می دهند. راستی لطفا به ما نظر داده و ما را از نظر ها و انتقادات و

پیشنهادات محروم نگردانید. 

آیا خوردن شیر تاثیر بر خواب دارد؟

خوردن شیر باعث خواب آلودگی می شود اما این

 

 

 

مقدار به قدری نیست که باعث خواب آلودگی شود فقط با خوردن

شیر گرم شما می توانید احساس خواب آلودگی را در خود مشاهده کنید.

پیوتر چیست؟

پیوتر در واقع نام دیگر برنز است که آلیاژی از مس و قلع است و به دلیل

 

وجود قلع در آن فلزی نسبتا گران و ارزشمند است که در المپیک به نفر

سوم مدال پیوتر یا برنز می دهند اگر سوالی داشتید می توانید در قسمت

نظرات بپرسید تا ما به شما جواب دهیم. 

 

داستان امپراطور

    روزی بود روزگاری بود در کره ای دور جایی که ما نمی توانیم

حتی با تلسکپ های قوی آن را ببینیم دوازده قاره وجود داشت 

که هر قاره به اندازه ی سطح کره ی زمین بود.

     در این سیاره بسیار دور هر امپراطور یک سال در هر قاره می ماند

و سال بعد به قاره ی بعدی می رفت وقتی هم به قاره ی دوازدهم

می رسید و سال به پایان می رسید با سفینه ای به سیاره ی خود 

می رفت و تا پایان عمر در آنجا می ماند.

     یکی از این امپراطور ها شناوی بود که قدرت مند ترین امپراطوری

به شمار می رفت و یکی از ویژگی های این امپراطوری این بود که

دو فرمانروا داشت.

     خود این دو فرمانروا بسیار زور و عقل داشتند و در همه ی جنگ ها

شرکت می کردند و پادشاهانی که گیر این دو می افتادند باید تا آخر

عمر تاجی که روی آن نوشته شده:من شکست خوردم را روی سر بگذارند

     یک امپراطور که می خواست این دو امپراطور را شکست دهد 

احمد بود و تا می توانست خود را قدرتمند کرد و در قاره های چهارم

و پنجم و ششم با این دو نفر جنگید ولی مثل همیشه شکست خورد

     ولی در آخر و در قاره ی هفتم به این دو نفر چیز های بدی گفت

و دقیقا بعد از نیم ساعت قصر در سرش ویران شد و با تاج من 

شکست خوردم از آنجا خارج شد و دیگر یاد گرفت هیچ وقت حرف

بد نزند!!!

قانون پایبستگی انرژی

قانون پایبستگی انرژی به شرح زیر است که هیچ استسنایی ندارد

طبق این قانون انرژی تولید نمی شود و به وجود نمی آید و مقدار 

کل آن تغییری نمی کند.و فقط از شکلی به شکل دیگری تبدیل می شود.

یعنی اگر 10 ژول انرژی الکتریکی به لامپ بدهیم باید 10 ژول 

انرژی دریافت کنیم.

 

 

 

 

 

 

حال اگر به یک لامپ 10 ژول انزی الکتریکی وارد کنیم و 1 ژول

انرژی نورانی در یافت کنیم چه مقدار به صورت انرژی گرمایی

هدر می رود؟

 

 

 

 

 

 

پاسخ:

9 ژول چون.              9=1-10

چه کسانی با آتش ماهی می گیرند؟

در جزیره ای در اقیانوس آرام مردم در تاریکی شب ماهی می گیرند

آن ها سر شاخه های درخت نارگیل را آتش می زنند و سپس آن

شاخه ها را و سپس آن سا خه ها را کنار قایق هایشان می آویزند

وقتی ماهی ها به سوی آتش روانه می شوند ساکنان بومی با نیزه

های تیز خود آن ها را شکار می کنند.

منبع:

می دانی چرا

آیا آهک خاصیت اسیدی دارد؟

آزمایش:

 

دانش آموزان پایه هفتم برای به دست آوردن سوال علوم آزمایش

زیر را انجام داده اند:

طرح سؤال:

آیا آهک خاصیت اسیدی دارد؟

مشاهده:

نگاه کردن به آهک و بو کردن آن

فرضیه سازی:

از نظر ما آهک خاصیت اسیدی دارد.

انجام آزمایش:

مقداری آهک را در آب ریختند و خوب هم زدند و کاغذpH را در

محلول آب آهک گذاشتند. و با کمال تعجب دیدند که کاغذ به رنگ

آبی در آمده است.

نتیجه گیری:

به دلیل اینکه کاغذ به رنگ آبی در آمده است آهک خاصیت بازی دارد

 

پس طبق چیز هایی که نوشته شده است آهک دارای خاصیت بازی می باشد

پیشنهاد به شما:

شما هم می توانید این آزمایش را در خانه و یا هر جای دیگر انجام دهید

 

 

یورت چیست؟

بیابان گردان به خانه هایی نیاز دارند که بتوانند به آسانی آن را با خود جابه

کنند یورت ها چادر های گرد قدیمی هستند که چادر نشینان مغولی صحرای

((گپی))در آن ها زندگی می کنند یورت از تیرک های چوبی پوشیده شده

با نَمَد به دست آمده از پشم گوسفند ساخته می شود.

منبع

(می دانی چرا)

 

آبشار چگونه به وجود می آید؟

آب ها در هنگام حرکت از جاهای مختلفی عبور می کنند.

اگر آب ها یا همان رود خانه ها در مسیر خود ابتدا از زمین های

سخت و مقاوم و سپس از سنگ های نرم و کم مقاومت عبور کند

در طی زمان های نسبتا طولانی آهسته آهسته سنگ های نرم و کم 

مقاومت فرسایش پیدا می کنند اما سنگ های سخت و مقاوم بر 

جای می مانند و این باعث اختلاف ارتفاع می شود. 

گاهی ممکن است در مسیری که رودخانه طی می کند به جایی

برسد که اختلاف ارتفاع وجود داشته باشد آبشار یا تند آب ایجاد 

مشود.

بعضی آبشار ها طبیعی و برخی نیز مصنوعی هستند.

آبشار طبیعی:

این آبشار ها وقی به وجود می آیند که رودخانه ای که از مسیری

میگذرد که اختلاف ارتفاع وجود داشته باشد و انسان در ساخت

آن هیچ دخالتی نکرده و در ساخت آن گامی بر نداشته باشد آبشار

طبیعی می گویند. که به طور خدادادی در طبیعت وجود دارد

آبشار مصنوع:

این آبشار ها توسط انسان و با دلایل مختلفی ساخته می شوند

برای مثال برای توسعه گردشگری .

چرخه آب

تنها ماده ای که در طبیعت به حالت های جامد و مایع و گاز در طبیعت

وجود دارد آب است. برای آنکه زندگی در جهان به وجود بیاید باید آب

به سرتاسر جهان سفر کند. چرخه آب این کار را ممکن می کند.

چرخه آب دارای چند مرحله است که عبارتند از:

بخار شدن آب:

هر گاه پرتو های نور خورشید به سطح دریا بتابد جنبش مولکول های

آب زیاد شده و به بالا می روند. هرچه گرما و مدت زمانی که پرتو های

خورشید به سطح دریا ها و اقیانوس ها می تابند بیشتر باشد بخار 

بیشتری وارد جو زمین می شود. در قسمت های بالایی جو زمین بخارها

متراکم تر شده و به ابر تبدیل می شوند.

بارش باران:

بعد از متراکم شدن ابر ها باد آن ها را ممکن است به هر جایی ببرد

اگر روند متراکم شدن ابر ها ادامه یابد مولکول های آب سنگین شده

و به صورت باران پایین می آیند. هرگاه در متراکم شدن ابر ها دمای

هوا خیلی کم باشد رطوبت هوا به شکل برف به سطح زمین می ریزد

در صورتی که دمای هوا هنگام تراکم بالا تر از صفر درجه سانتی گراد باشد

رطوبت هوا به شکل باران به سطح زمین می ریزد اگر در این حال قطرات

باران از توده هوای سرد عبود کنند به تگرگ تبدیل می شوند.

برگشت آب به دریا ها و اقیانوس ها:

پس از بارش باران آب ها به طورت رود ها و جویبار ها به دریا ها و اقیانوس ها

می ریزند و این روند همیشه تکرار می شود.

تولید کالا

برای تولید کالا باید 3 مرحله را طی کرد که به شرح زیر اند.

منابع طبیعی:

آنچه که در طبیعت وجود دارد مانند آب و خاک و گیاهان و جانوران

و جنگل ها و معادن و... منابع طبیعی هستند برای آنکه کالا تولید شود باید

انسان از آنچه که خداوند در اختیار بشر قرار داده است استفاده کند.

سرمایه:

برای آنکه منابع طبیعی به کالا تبدیل شوند باید از ابزار و تجهیزاتی استفاده

کرد این تجهیزات سرمایه نام دارند. منابع مالی و ماشین آلات و ابزار کار و

زمینی که تولید در آن صورت می گیرد سرمایه اند.

نیروی انسانی:

اگر کار و تلاش انسان نبود کالایی تولید نمی شد و انسان ها نمی توانستند 

به زندگی ادامه دهند بنابر این نقش نیروی انسانی در تولید بسیار مهم است

نیروی انسانی برای تولید کالا باید دانش و مهارت لازم را داشته باشد.

امروز 9 آذر 1396

امروز پنج شنبه 9 آذر 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 8 آذر 1396

امروز جهار شنبه آذر 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 7 آذر 1396

امروز سه شنبه 7 آذر 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 6 آذر 1396

امروز دو شنبه 6 آذر 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 5 آذر 1396

امروز یک شنبه 5 آذر 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 4 آذر 1396

امروز شنبه 4 آذر 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 3 آذر 1396

امروز جمعه 3 آذر 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 2 آذر 1396

امروز پنج شنبه 2 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 1 آذر 1396

امروز چهار شنبه 1 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 30 آبان 1396

امروز سه شنبه 30 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 29 آبان 1396

امروز دو شنبه 29 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 28 آبان 1396

امروز یک شنبه شهادت حضرت امام رضا 28 آبان 1396 است.

امروز 27 آبان 1396

امروز شنبه 27 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 26 آبان 1396

امروز جمعه 26 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 25 آبان 1396

امروز پنج شنبه 25 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 24 آبان 1396

امروز چهار شنبه 24 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 23 آبان 1396

امروز سه شنبه 23 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 22 آبان 1396

امروز دو شنبه 22 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرو مندیم.

امروز 21 آبان 1396

امروز یک شنبه 21 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 20 آبان 1396

امروز شنبه 20 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم

امروز 19 آبان 1396

امروز جمعه 19آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 18 آبان 1396

امروز پنچ شنبه 18 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 17 آبان 1396

امروز چهار شنبه 17 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 16 آبان 1396

امروز سه شنبه 16 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز

سلام.

 

امروز پانزده آبان است.

امید واریم امروز برای شما روز خوبی باشد.

هر چه در فهم تو آید        آن بود مفهوم تو

امروز 15 آبان 1396

امروز دو شنبه 15 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 14 آبان 1396

امروز 14 آبان 1396 است روز خولبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 13 آبان 1396

امروز شنبه 13 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 12 آبان 1396

امروز جمعه 12 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 11 آبان 1396

امروز پنج شنبه 11 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 10 آبان 1396

امروز چهار شنبه 10 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 9 آبان 1396

امروز سه شنبه 9 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 8 آبان 1396

امروز 8 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 7 آبان 1396

امروز یک شنبه 7 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 6 آبان 1396

امروز شنبه 6 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 5 آبان 1396

امروز جمعه 5 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 4 آبان 1396

امروز پنج شنبه 4 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.

امروز 3 آبان 1396

امروز چهار شنبه 3 آبان 1396 است روز خوبی برای شما آرزو مندیم.