مغز ما انسان ها از کهکشان راه شیری هم پیچیده تر است. مغز به ما کمک میکند که فکر کنیم،
تصمیم بگیریم ،عمل کنیم و خلاصه هر کاری که می کنیم با کمک مغزمان انجام می دهیم.
آورده اند که مغز ما دارای دو نیم کره است. یکی چپ و دیگری راست. نیم کره چپ مغز ما کلاً
کارش با ریاضیات و منطق است و نیمه چپ بدن را کنترل می کند. و نیم کره راست کارش هنر
است و طرف چپ بدن را کنترل می کند.
اصلی ترین سلول های سازنده بدن انسان نورون نام دارند که همه آنها دارای فعالیت عصبی
هستند. کار این سلول ها انتقال پیام عصبی است که با کمک آزاد کردن دو یون پتاسیم و
سدیم صورت می گیرد. در مغز ما صد میلیار سلول عصبی وجود دارد که یک و نیم کیلو جرم
از بدن انسان را اشغال کرده اند.
امّا ظرفیت مغز ما چقدر است؟ هنوز ثابت نشده و می گویند بی نهایت است ولی یک افسانه
اشتباه می گوید که مغز دو پتابایت جا می گیرد که کاملا اشتباه است اما هنوز عده ای به آن
باور دارند.
اما یک خبر خوب برای شما دارم و آن این است که مغز شما توانایی هایی دارد که باورتان
نمی شود! ما انسان های عادی از 8% مغزمان استفاده می کنیم ومی توانیم با تکرار
و تمرین این درصد ها را بالاتر ببریم.
زمانی که می گوییم ما از 8% توانایی های مغز خود استفاده می کنیم یعنی اینکه ما
از همه مغز ولی از 8% توانایی های آن استفاده می کنیم.اگر کسی دچار سکته مغزی
شود وقسمتی از بدنش فلج شود با تمرین و تکرار می تواند خودش را درمان کند. چگونه؟
دلیلی بسیار ساده دارد. چون توانایی مغز ما خیلی زیاد است به گونه ای که هر بخش
می تواند کار های بخش دیگر را انجام دهد و نورون هایش را فعال تر کند.

سال ها بود که دانشمندان این سوال را مطرح می کردند که چه چیز انسان را باهوش تر
از دیگر موجودات می کند؟ با پیشرفت علم و فناوری ، دانشمندان به این سوال جواب دادند
که بخشی از آن به این شرح است:(بزرگ بودن یا کوچک بودن مغز تأثیری در باهوش بودن
یا نبودن ندارد بلکه تعداد سلول های عصبی و ارتباطات آن ها است که انسان را نسبت به
سایر موجودات باهوش تر می کند)
همان طور که خواندید می توان فهمید هرچه اتصالات نورونی بیشتر باشد فرد باهوش تر
خواهد بود در مغز انسان عادی صد میلیارد سلول عصبی وجود دارد و هر نورون با سه هزار
نورون نزدیک خود دارای اتصال است. این یعنی اینکه هر نورون با بخش کوچکی از مغز ارتباط
برقرار می کند چون ما از مغزمان همین مقدار را طلب کرده ایم و خواهان بیشتر نیستیم.
یک شایعه وجود دارد که حجم مغز ما 2.5 پتابایت است که کاملاً اشتباه است زیرا اگر ما
به این مقدار حجم برسیم مغز تکامل پیدا می کند. طبق تحقیقاتی در دانشگاه هاروارد
متوجه شدند که همیشه مغز به همان میزان که اطلاعات دارد دارای فضای خالی است.
این یعنی اینکه مغز ما همیشه فضای خالی دادر و پر نمی شود چه از این بهتر!!!
شما به ازای هر یک درصد استفاده بیشتر از ظرفیت مغزتان پنج برابر باهوش تر خواهید
شد.
اینیشتن را که باشد شنیده باشید همان فیزیک دان معروف که از او به عنوان یک نابغه
یاد می شود. او در یک مصابحه نقل کرده است که: اگر انسان ها از یک هزارم انرژی که
برای حرف زدن اسفاده می کنند کله شان را به کار بیندازند سرعت پیشرفت علم چند
برابر خواهد شد.
بنده خدا راست هم می گوید یک فرد هفتاد ساله بیست سال از زندگی خود را حرف
می زند!!! البته خیلی ها هم وجود دارند که کمتر حرف می زنند و بیشتر عمل می کنند.
برخی افراد مخالف نظر 8% هستند و می گویند ما در تمام عمرمان از صد درصد مغز خود
استفاده می کنیم. نظر خودتان چیست؟ اگر ما از تمام مغز خود استفاده کنیم اصلاً
منطقی است که بتوانیم چیز جدیدی یاد بگیریم؟ اگر اینگونه بود دنیا به شرح زیر بود:
امروز صبح که از خواب بیدار می شوید هفت میلیارد فرمول فیزیک کشف شده و همه
فیزیک دان هستند خب حالا همه مثل پیکاسو یک تابلو نقاشی قشنگ می کشند
تا ظهر کار تمام می شود و هفت میلیارد تابلو کشیده می شوند. دیگر همه با هر دو
دست می نویسند و همه ورزشکار و بند باز هستند و هیچ هنری پیدا نمی شود که
کسی بلد نباشد.
زندگی در دنیای بالا حقیقتاً بسیار مسخره است این دنیایی است که کسانی که
این ایده را مردود اعلام می کنند با آن موافق هستند.

دنیایی که این افراد از آن حرف می زنند خیلی شبیه به تصویر بالا است!!!
با آنکه شاید این افراد دیگر مغزشان پر شده و گنجایش بیشتری ندارد برای همین
مجبورند که این حرف ها را بزنند امّا شما که مغزتان آماده پیشرفت هست نکند که
این حرف های پرت و پلا که مغز پر شده را باور کنید!!!
حالا از این افراد مغز پر شده بگذریم سؤال پیش می آید که آیا می توان از ظرفیت
بیشتری از مغز استفاده کرد؟
جواب این سؤال بستگی به خودتان دارد. اگر کار بکشید و تمرین و تلاش مستمر داشته
باشید حتماً همین جا ضمانت می کنم که می شود البته اگر ایده مغز پر شده را رها کنید
امّا اگر منتظر باشید شاید یک روز صبح از خواب بیدار شوید و ببینید نابغه شده باشید
هرگز درصدی از مغز بالاتر نخواهد رفت.
حالا از این حرف و حدیث ها بگذریم ببینیم در هر درصد مغز ما به چه توانایی هایی خواهد
رسید.

اگر ما انسان ها تنها از 10% توانایی های مغز خود استفاده کنیم ده برابر باهوش تر از
افراد عادی می شویم و می توانیم رابطه بسیاری از چیز ها را کشف کنیم.
اگر ما از 15% توانایی مغز خود استفاده کنیم 25 برابر باهوش تر از اینشتین هستیم
و می توانیم با یک بار خواندن یک کتاب آن را برای همیشه به خاطر بسپاریم.
حال اگر از 20% استفاده کنیم چه می شود؟ آن موقع می توانیم در هر پنج ثانیه یک
صفحه از یک کتاب را حفظ کرده و خوب یاد بگیریم و با همین سرعت بنویسیم و
حرف بزنیم. و دروغ و راست را متوجه شویم.
اگر هم از 25% توانایی های خود استفاده کنید می توانید با هر دو دست و هر دو پا به
صورت همزمان بنویسید و چند کار مختلف انجام دهید چون مغز در این حالت می توند
روی چند کار تمرکز کند و همه را به صورت عالی انجام دهد.

اگر از 30% توانایی های مغزتان استفاده کنید می توانید یک کتاب پانصد صفحه ای را
در عرض چهار ثانیه حفظ کرده و یاد بگیرید و تمام رکورد های مربوط به هوش را بشکنید.
اگر از 35% توانایی های مغزتان استفاده کنید می توانید هیچ گاه دچار اشتباه نشوید
و برترین داور در بین تمام قاضی های دنیا شوید.
امّا اگر از 40% توانایی های مغز خود استفاده کنید چه؟ در این فرصت شما می توانید
اجسام کمتر از یک کیلوگرم را از زمین بلند کنید آن هم فقط با نیروی ذهن بعد هم آن
جسم را به جای مورد نظر ببرید.
اگر ما انسان ها از 45% توانایی های خود بهره بگیریم می توانیم بدون استفاده از
چشم محیط اطراف خود را به شعاع ده متر مشاهده کنیم و به صورت سه بعدی
ببینیم و از حرکت کوچک ترین حشره ای غافل نباشیم.
امّا نگویید از کسی که به توانایی استفاده از 50% مغز خود دست پیدا می کند
این فرد می تواند وزنه های 100 کیلوگرمی را بالا ببرد آن هم تنها با نیروی ذهن!
بعد هم دیگر نیازی به زبان در دهانش نخواهد داشت و می تواند با ذهن خودش
با دیگران ارتباط تله پاتی برقرار کند!

اگر انسان از 55% توانایی های مغز خودش استفاده کند خیلی راحت با یک
نگاه ده ثانیه ای به یک فرد میتواند فکر او را بخواند و از نیات بدترین دشمن
خود آگاه شود.
اگر انسان از 60% توانایی های ذهن خود استفاده کند با یک نگاه به فرد مورد نظر
می تواند به تمام زندگی اش پی ببرد و با ذهنش دستگاه های الکترونیکی را هک
بکند و قوی ترین سیستم ایمنی هم نتواند جلودار باشد.
اگر ما انسان ها از 65% ظرفیت مغز خود استفاده کنیم اگر روی یک فرد دست بگذاریم
می توانیم وی را کنترل کنیم و حتی توانایی دستکاری کردن خاطراتش را داریم.
با استفاده از قدرت 70% توانایی بلند کردن ده تن را از زمین خواهیم داشت و
می توانیم از دور ده نفر را کنترل کنیم.
اگر از 80% مغز مبارک خود استفاده کنیم می توانیم یک استان را به کنترل خود در
بیاوریم و به شعاع صد کیلومتری را بدون چشم ببینیم.
با استفاده از توانایی استفاده از 90% مغز قادر خواهیم بود تمام انسان ها را به
اختیار خود بکشیم.
و در دست آخر اگر به توانایی 100%برسیم دیگر روح ما به توانایی خدادادی خود
خواهد رسید و خواهد توانست سیاره بسازد و خلاصه...
حال ویدیویی هم در این رابطه وجود دارد که زیاد دقیق نیست چون از روی یک
فیلم گرفته شده است البته برای دیدن آن می توانید از لینک زیر استفاده کنید.
البته خیلی هم جالب است. پس آن را از دست ندهید.
استفاده از صددرصد مغز(آپارات)
حال برای افزایش درصد مغز چه باید کرد؟
راه های زیر به شما کمک می کند که موفق شوید.
1-با هر دو دست بنویسید:
اگر راست دست هستید با دست چپ بنویسید و اگر چپ دست هستید با
دست راست بنویسید. با هر دو دست نوشتن موجب افزایش توان هر دو
نیم کره مخ شده و باعث افزایش توانایی های مغز می شود.
2-یادگیری:
کتاب بخوانید و آن را یاد بگیرید و حفظ کنید و تا می توانید از مغز خود کار بکشید
نگذارید که مغزتان تنبل شود. علاوه بر این کتاب خواندن موجب می شود که دیرتر
زوال عقل در انسان به وجود بیاید.

3-ورزش کنید:
شنیده اید که می گویند عقل سالم در بدن سالم؟ برای اینکه مغزمان خوب
کار کند باید به بدنمان هم رسیدگی کنیم. ورزش باعث افزایش قدرت محل
اتصال سیناپسی شده و باعث باهوش تر شدن انسان می شود.
4-تکلّم به چند زبان:
یادگیری زبان دوم یا سوم یا حتی چهارم خیلی خوب است و می توان با
استفاده از این خاصیت به مطالب دست اول دست پیدا کرد. از دیگر آثار
یادگیری چند زبان این است که بیشتر بخش های مغز را درگیر می کند.
5-خواب مناسب:
یک مغز سرحال و شاداب روزی هشت ساعت می خوابد. پس زود بخوابید
سحرخیز هم باشید چون مغز تا شاداب نباشد چگونه می خواهد کار کند
پس خواب مناسب را هرگز فراموش نکنید.

6-تفکّر مثبت:
این موضوع را با یک داستان شرح می دهم تا خودتان به همه چیز پی ببرید:
پادشاهي ديدکه خدمتکاري بسيار شاد است ،
از او علت شاد بودنش را پرسيد. خدمتکار گفت :
قربان همسر و فرزندي دارم و غذايي براي خوردن و
لباسي براي پوشيدن و بدين سبب من راضي و شادم.
پادشاه موضوع را به وزير گفت .
وزير هم گفت: قربان چون او عضو گروه ۹۹ نيست بدان جهت شاد است ،
پادشاه پرسيد گروه ۹۹ ديگر چيست؟ وزير گفت :
قربان يک کيسه برنج را با ۹۹ سکه طلا
جلو خانه وي قرار دهيد ، و چنين هم شد .
خدمتکار وقتي به خانه برگشت با ديدن
کيسه وسکه ها بسيار شادشد و شروع به شمردن کرد ، ۹۹ سکه ؟؟
و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا۱۰۰ تا نيست
، همه جا را زير و رو کرد ولي اثري از يک سکه نبود
، او ناراحت شد و تصميم گرفت از فردا بيشتر کار کند
تا يک سکه طلاي ديگر پس انداز کند ، او از صبح
تا شب کار ميکرد،و ديگر خوشحال نبود.
وزير هم که با پادشاه او را زير نظر داشت گفت :
قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضاي اين گروه
کسانيند که زياد دارند اما راضي نيستند.
خوشبختي در سه جمله است:
تجربه از ديروز ، استفاده از امروز، اميد به فردا...
ولي ما با سه جمله ديگر زندگي را تباه ميکنيم:
حسرت ديروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا.
خودتان گرفتید که طرز فکر چه تأثیری در زندگی دارد.

به آخر نوشته نزدیک شدیم و وقت خداحافظی است به امید روز های خوب.
ما را از یاد نبرید و برای تشکری که برای نوشتن این مطلب کردیم حداقل
نظری را حتی اگر به اندازه چند حرف شده بنویسید تا ما متوجه بشویم
تا آخر این نوشته را خوانده اید.
<<بله خوب>>
کارتان را شروع کنید و اطمینان حاصل بفرمایید که موفق می شوید یکی
از دلایل آن این است که این مطلب را تا آخر خواندید
منابع:
- چجور
- پروژه شادی
- کتاب مغز و اعصاب سمیعی